اللهم عجل لولیک الفرج
🔺سالکی میفرمود
💠در یک انصراف روحی،به سمت بی سویی که حقیقتی لامکان و لازمان بود در حرکت بودم،هر قبیله ای و گروهی از طُرق مختلفه ی سلوک ، به سمت آن حقیقت ،سیر میکردن.
به ناگاه ،همه ی ما، به خدمت امام ارض و سما حجت کبرایِ الهی مهدی فاطمی هاشمی ارواحنا فداه مشرف شدیم.
حضرت بقیه الله به هر گروه از سالکان، عنایتی فرمودن.
به گروهی مقام رضا را...
به گروهی دیگر توحید اسمایی را...
به گروهی توحید ذاتی را....عنایت فرمودن
این حقیر که به خدمتشان مشرف شدم
دستان مبارکشان را مشت کرده بودند.
به ناگاه دستانشان را باز کرده ،و بنده
مشاهده نمودم که در دستان مبارک ولی الله الاعظم "هیچ" چیزی نیست.
به ایشان عرضه داشتم ،مولای من،پس حقیر چه سهمی دارم....
فرمودند: هیچ
گفتم هیچ؟
فرمودند هیچ
فقط به "مهر و عشق" خود ،دچارت کردم؛و تا ابد،به مهر من دچاری و اسیر عشق من می مانی...
من به سرچشمه ی خورشید نه خود بردم راه
ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد....
🔸سلسله مباحث استاد صالحی