شب قدر
این شبها، شب نوشتن دفتر تقدیر ماست؛ بناست در دفتر تقدیر من چه چیزی نوشته شود؟ تا سال آینده هستم یا رفتهام؟ در مسیر توام یا دورافتاده از تو؟ در شمار سربازان تو در آمدهام یا همچنان سربارت ماندهام؟ یا این که زبانم لال... نه، نمیخواهم باور کنم در مقابلت ایستاده باشم!
دفتر تقدیر من باید به امضای تو برسد. میشود امضا که خواستی بکنی دفترم را نشانم بدهی؟! قدر این شبها را کاش میدانستم و بیشتر التماس میکردم که اگر بناست چیزی در دفتر تقدیرم بنویسند شبیه تو شدن اوّلین سطر دفترم را مزیّن کند.
اگر دفتر تقدیرم با این جمله آغاز شود و تو هم آن را نشانم بدهی دیگر میلی برای خواندن باقی سطرها ندارم. مدّتهاست که دیگر آرزویی جز شبیه تو شدن در دلم نیست.
شبیه تو باشم دیگر چه فرقی میکند فقر را در دفتر تقدیرم نوشته باشند یا غنا را؟ شبیه تو از دنیا حتّی اگر کاهی هم نداشته باشد خودش را ثروتمندتر از کسی میبیند که کوهی از طلای سرخ دارد. کسی که شبیه توست دیگر نیازی ندارد به بیماری یا سلامت خویش فکر کند. شبیه تو که باشم در میان انبوهی از بیماریها از سالمترین آدمها بیشتر احساس سلامتی میکنم پس چه فرقی میکند در دفتر تقدیرم بیماری نوشته باشند یا صحت؟ شبیه تو باشم در میان مردم برایم هر اندازه جا باز شود باز هم فرقی نمیکند. مگر میشود شبیه تو بود و به جایگاه خویش در میان مردم اندیشید؟
مطرودترین آدم وقتی احساس میکند که شبیه توست در خویش دنیایی از عزّت میبیند. اصلاً عزّت چه معنایی دارد جز شبیه تو شدن؟ هر چه قدر فکر میکنم چیزی را پیدا نمیکنم که به اندازۀ شبیه تو شدن چشم مرا در این دفتر تقدیر پر کند.
اگر بناست شبیه تو باشم هر چه غیر از آن در دفتر تقدیرم نوشته میشود را با جان و دل میخرم و اگر بنا نیست شبیه تو بودن در دفتر تقدیرم ثبت شود هیچ خوبی به چشمم نمیآید و هیچ بدی هم تنم را نمیلرزاند.
شبیه تو نبودن یعنی سیاهی و بالاتر از سیاهی مگر رنگی هست؟
قلم سرنوشت را بردار و در اوّلین سطر دفتر تقدیرم بنویس: این بنده تا سال آینده شبیه حجّت خدا خواهد شد.
#شب_قدر#ماه_رمضان #محسن_عباسی_ولدی
«زیباترین مشغله»
«اللّٰهُمَّ اشْغَلْنا بِذِكْرِكَ»
در این فراز از خدای سبحان درخواست میکنیم مادام العمر ما را استخدام کند. حال وقتی خدا برای ما شغلی در نظر میگیرد، زیباترین، کاملترین و نافعترین مشغله است.
مهم این است که خدای سبحان ما را مشغول کند.
اگر ملاحظه میفرمایید در قرآن میفرماید:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثيرا»
سوره احزاب، آیه ۴۱
ذکر کثیر همین «اللّٰهُمَّ اشْغَلْنا بِذِكْرِكَ» است.با ادبیات دیگری عرض میکنیم خدایا! همۀ زمانهای من، مشغول به تو باشد، یعنی هیچ چیز حواسم را پرت نکند.
به دریا بنگرم دریا تو بینم
«از بیانات استاد زهره بروجردی»

هزار و یک نکته
#سلام_امام_زمانم
السَّلامُ عَلَیْکَ یا شَریکَ الْقُرْآنِ...
سلام بر تو ای مولایی که آیه آیه ی قرآن به سمت تو دعوت میکند.

لـبـیـک یـامـهدۍ(عج)
وقتی خداوند به ما اذن حضور میدهد، گویا فرصتی خاص در اختیارمان قرار میگیرد تا با نیازهای فراموش شدۀ خود آشنا شویم.
در این فرصت جدید، ما به طرح نیاز میپردازیم و یکی از مهمترین خواستههای ما این است که از خداوند بخواهیم: «خدایا، ما را به ذکر خودت مشغول کن!»
️ ذکر، تنها بهمعنای ذکر زبانی نیست؛ بلکه شامل ذکر قلبی و عملی نیز میشود. وابستگیهای دنیوی و جذابیتهای دنیای مادی باعث میشود که توجه ما از مبدأ آفرینش غافل شود. زرق و برق دنیا ما را از یادآوری مبدأ آفرینش دور میکند.
در اینجا دو درخواست داریم:
سوره بقره، آیه ۱۵۲
کسی که خودش را در محضر تو نمیبیند، چگونه میتواند آرام زندگی کند؟ احساس امنیت وقتی معنا پیدا میکند که سایۀ نگاه تو بالای سر ما باشد و ما هم حواسمان باشد که تو ما را نگاه میکنی.
گر به دادم نرسی می روم از دست،
در آیه، این نوید به بندگان داده میشود که خداوند همیشه دوستدار پرهیزکاران است؛ خدایی که کلیدهای عالم و خزائن آسمانها و زمین به دست اوست و بر انجام هر امری قادر است.
زمانی که چنین خدایی دوستدار بنده شود تمام موجودی خود را برای او هزینه میکند، مُلکوملکوت را به پای او میریزد و او را از مادیات و معنویات بهرهمند میکند تا جایی که از هر جهت بینیاز از سایرین خواهد شد.
در این آیه دو شاخصه برای متقی بیان شده است:
#دلنوشته_مهدوی
محسنعباسیولدی
پیامبر صلی الله علیه وآله:
دیدار پیرمرد چوپان با امام زمان(عج) از زبان خود پیرمرد...
ختم سه مرتبه سوره توحید
به نیت ختم قرآن
برای سلامتی و تعحیل در فرج آقا امام زمان

ঊঈ═─
سوال درباره #امام_زمان در روز محشر
️ روز قیامت از ما نمیپرسند آن زمان که دستان امیرالمومنین را بستند؛ زهرای اطهر را بین دیوار و درب آتشین قرار دادند؛ محسن آل الله را شهید کردند؛ امام مجتبی را بی یاور و تنها گذاشتند؛ سیدالشهداء را تشنه لب و مظلومانه سر بریدند؛ ناموس خود را به اسارت برده و در شام و کوفه در مقابل چشمان نامحرمان گرداندند؛ تو کجا بودی

امام صادق علیهالسلام فرمودند: