دوستی یعنی ....

  • دوستی یعنی :

    با دوست صحبت کنی؛

    به او وابستگی پیدا کنی که دلت برایش تنگ شود؛

    و از بودن در کنار او شاد باشی و آرام.

    آنچه دوستی را تغذیه می کند و آن را قوی می سازد؛ وقت گذاشتن برای بودن در کنار یکدیگر است.

    حال فکر کنیم که:

    چه کسی بهتر از خدای عزوجل، اهل بیت علیه السلام و امام زمان علیه السلام که با آن ها طرح دوستی ببندیم. با آنها زمان مان و روزگارمان را بگذرانیم.

    با آنها صحبت کنیم، درد دل کنیم، از داشتن شان لذت ببریم و بدانیم مدام سر سفره خدا و اهل بیت و امام زمان رزق حیات مادی و معنوی می گیریم و وابسته مطلق هستیم و محتاج درگاه خدا و عشق امام.

    فکر کن ببین از امروز چه قدر می توانی زمان بگذاری که با امام زمان علیه السلام صحبت کنی؟ و چه قدر می توانی از وجود پر مهرش لذت ببری؟

شعری مهدوی از محمد ناصری

پيش از شروع خلقت، قبل از وجود آدم

وقتي نبود حوا، وقتي نبود آدم

تاريک بود و خاموش، حق مانده بود با حق

در هيچ محض، تنها، در آن سکوت مطلق

ناگاه از آن سياهي، زد شعله اي شراره

روشن شد عرش اعلي، با چارده ستاره

از بين انجمن سبز، مي شد يکي پيمبر

يک نور فاطمه شد، يک نور نيز حيدر

يک نور شد حسين و ، يک نور مجتبي شد

از مابقي انوار ، خلق امامها شد

جمع ائمه بودند، خنديد حق و آنگاه

اينگونه شد مقدر، باشي بقيه الله

يک گل که عطر و بويش، از عرش مي شود حس

يک شاخه گل ياس، اما به رنگ نرگس

چشمت کشيده مي شد، با رنگ دلربايي

دست تو را خدا ساخت، بهره گره گشايي

مثل هزار و يک شب، هر تار گيسويت شد

تو آمدي و قبله، محراب ابرويت شد

پيشاني بلندت، خورشيد فاطمي بود

پايان طرح رويت، يک خال هاشمي بود

دل برد از خدا هم، خال سياهت آقا

مبهوت کرد ما را، برق نگاهت آقا

در پيش روي ماهت، ابري کشيده مي شد

تو پشت ابر و تنها، نور تو ديده مي شد

آن روز نامتان را، نعم الامير کردند

در پيچ و تاب زلفت، ما را اسير کردند

بعد از تولد تو هنگام خلقت ماست

دَم دادي و تن ما، از خاک تيره برخاست

مازاد خاک پايت، اين قد و قامتم شد

دستان ماهر تو، معمار خلقتم شد

تو پادشاه آغاز، من تا ابد گدايت

تو حضرت سليمان من مور زير پايت

دير آمديم و گقتند، رفتي ميان صحرا

بيچاره من … کجايي آقاي آسمان ها؟

عمري در انتظارم، با دست هاي خالي

يکبار هم نگاهي مولا به اين حوالي

من بي لياقت اما، تو با لياقتم کن

من غرق استغاثه، آقا اجابتم کن

تو از تبار باران، من اوج تشنه کامي

تو آخر رفاقت، من اوج بي مرامي

تا کي به تن کنيم اين، پيراهن ريا را؟

در فکر تو نبوديم، آقا ببخش ما را

وقتي که تو نباشي، چه نوشي و چه عيشي

برگرد بي قرارم، اي دلبر قريشي

باز اين دل هوايي، گم کرد دست و پا را

"دل مي رود ز دستم، صاحب دلا خدا را"

محمد ناصري

شعر مرحوم آقاسی درباره امام زمان، سوالی برای تفکر

شعر مرحوم آقاسی درباره امام زمان

خبر آمد خبری در راه است

سرخوش ان دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید شاید

پرده از چهره گشاید شاید

دست افشان پای کوبان می روم

بر در سلطان خوبان می روم

می روم بار دگر مستم کند

بی سر و بی پا و بی دستم کند

می روم کز خویشتن بیرون شوم

در پی لیلا رخی مجنون شوم

هر که نشناسد امام خویش را

برکه بسپارد زمام خویش را

با همه لحن خوش آوایی ام

در به در کوچه تنهاییم

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر

نغمه تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی

محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ما می شدی

مایه ی آسایه ما می شدی

هر که به دیدار تو نایل شود

یک شبه حلال مسایل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد

سینه ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت

شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه جان منست

نامه تو خط امان منست

ای نگهت خواستگه آفتاب

بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز زچشم ترم

تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما

کی و کجا وعده دیدار ما

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد

به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم

تویی که نقطه عطفی به اوج آیینم

کدام گوشه مشعر کدام کنج منا

به شوق وصل تو در انتظار بنشینم

ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش

تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد

ببوسم خاک پاک جمکران را

تجلی خانه پیغمبران را

خبر آمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید شاید .....

سوالی برای تفکر

بزرگی می گفت: "اگر با امام دوست شوی مبدا امیال و آمال تو عوض می شود"

از خودت بپرس مبدا امیال و آرزوهایم چیست؟ دنیایی است یا آخرتی؟

برشی از یک کتاب مهدوی

خداوند در آیه ۲۰۰ سوره مبارکه آل عمران می فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! (در برابر مشكلات و هوسها) استقامت كنيد و (در برابر دشمنان نيز) پايدار باشيد (و ديگران را به صبر دعوت كنيد) و از مرزها مراقبت كنيد و از خداوند پروا داشته باشيد، شايد كه رستگار شويد.»
نکته ها:
امام صادق(ع) در تفسیر این آیه چنین فرمودند: «در برابر واجبات صبر کنید در برابر مشکلات صبر کنید و از پیشوایان خود دفاع کنید.»[۱]
همچنین امام باقر(ع) در مورد این آیه فرمودند: «بر انجام واجبات الهی صبر کنید و در برابر دشمنان پایداری کنید و مراقب و مرتبط با امامتان –که به انتظارش هستید- باشید.»[۲]
این آیه در چند مرحله به صبر در برابر انواع حوادث و مصائب توصیه می کند و مومنان سفارش می نماید که در برابر ناگواری های شخصی و هوس ها صبر کنند (اصْبِرُوا)، در برابر فشارهای کفار مقاومت بیشتری کنند (صَابِرُوا) و در حفظ مرزهای جغرافیایی از هجوم دشمن و نیز حفظ مرزهای اعتقادی و فکری از طریق مباحث علمی و نیز حفظ مرز دل ها از هجوم وسوسه ها بکوشند.
تا در مشکلات فردی صابر نباشیم نمی توانیم در برابر دشمن دین، مقاومت کنیم « اصْبِرُوا… صَابِرُوا…»
نباید از دیگران عقب، اگر کفار در کفر خود مقاومت می کنند، کشته می دهند و مال خرج می کنند ما نیز باید در راه خدا با جان و مال پایداری کنیم. «صَابِرُوا»
اسلام دین ارتباط است، ارتباط با خدا، پیامبران علیهم السلام، ائمه علیهم السلام و مردم. «رَابِطُوا»
صبر و مصابره و مرابطه باید جهت دار باشد و در مسیر تقوا و رضای الهی قرار بگیرد. وگرنه کفار هم این امور را دارند «صابِروا وَ رابِطوا وَاتَّقوا اللهَ. »
رابطه ما با امام باید رابطه علمی، عاطفی، عملی و رفتاری باشد. یعنی باید با مغز و فکر، امام را بشناسیم با دل و عشق و عاطفه، مرید، مخلص، عاشق و مطیعش باشیم و در عمل هم گوش به حرف او بدهیم.
اگر بخواهیم با امام زمان(عج) رابطه داشته باشیم باید بعد از شناخت، با ایشان رابطه عاطفی برقرار کنیم. قرآن می فرماید: «إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها» [۳] «اگر کسی به شما سلام کرد شما جواب گرم تر بدهید». پس وقتی می گویید: «السلام علیک یا مهدی، السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)»، امام زمان (عج) سلام شما را می شنود و جواب گرم تری به شما می دهد.
اصلا همین که ما می توانیم به امام زمان(عج) سلام می کنیم، پیدا است که او ما را لایق دانسته با ایشان حرف بزنیم. زیارت آل یاسین زیارتی است که در آن به وسیله سلام با امام زمان(عج) ارتباط معنوی پیدا می کنیم و بسیار زیارت خوبی است.
رابطه با حضرت مهدی(عج) است که به ما ارزش می دهد. اسکناس یک تکه کاغذ است چیزی که به آن ارزش می دهد نخی است که در وسط آن قرار دارد. این نخ ارتباط با مهدی عجل الله و رابطه ما با خدا است. نگذارید این نخ پاره شود!
صدقه که می دهیم فقط به نیت سلامتی خودمان نباشد. برای سلامتی امام زمان(عج) و همه یارانش نیز صدقه بدهیم. وقتی پول توی صندوق می اندازیم چرا فقط برای یک نمفر نیت کنیم؟!
فاصله ما با امام زمان(عج) زیاد است روایت داریم که حضرت مهدی(عج) هر هفته کارهای ما را می بیند و چون ما هر هفته گناه می کنیم قهرا ایشان از ما ناراحت می شود. تنها چیزی که میت وانیم خودمان را با آن به امام زمان(عج) وصل کنیم این است که بگوییم: «مهدی جان! ما برای جدت امام حسین(ع) گریه کردیم.» این ارتباط با عزاداری سیدالشهداء(ع) خیلی ارزش دارد.
روزی در حرم امام رضا(ع) مشغول زیارت بودم که شخصی از من سوال کرد: «چند سال است طلبه ای؟» گفتم: «سال های زیادی است» او گفت: «حضرت علی (ع) هنگامی که یارانش را می دید، لذت می برد و خوشحال می شد، آیا اگر امام زمان(عج) تو را ببیند، خوشحال می شود؟» سرافکنده گفتم: «همین مقدار که امام زمان(عج) از من عصبانی نشود، برای من کافی است!.»
ائمه علیهم السلام در قیامت از افرادی شفاعت می کنند که در این دنیا رابطه شان با ائمه(ع) خوب باشد. هر کس اتصالش به امام زمان(عج) بیشتر است، آنجا هم بیشتر مشمول شفاعت خواهد بود و اگر کسی اینجا رابطه اش قطع شود، مشمول شفاعت خواهد شد.

پی نوشت ها:
۱٫الکافی، ج ۲، ص ۸۱؛
۲٫الغیبه، نعمانی، ص ۱۹۹؛
۳٫سوره نساء، آیه ۸۶٫
برگرفته از کتاب پرتوی از آیه های مهدوی، محسن قرائتی به کوشش حسن ملایی

شعری از فیض کاشانی در شوق مهدوی، جاروب کن خانه و پس میهمان طلب

اللهم عجل لولیک الفرج

زهی خجسته زمانی که یار باز آید به کام غمزدگان غمگسار باز آید

اگر فدای امام زمان نخواهد شد ز سر چه گویم و سر خود چکار باز آید

به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم به آن امید که آن شهسوار باز آید

دی خفا چه جفاها که کرد و دل بکشید به بوی آن که دگر نوبهار باز آید

غمین مباد که عمرت در انتظار گذشت که جان عمر پس از انتظار باز آید

ز نقش بند قضا هست امید آن ای فیض که آن امید دل بی‏قرار باز آید

جاروب کن خانه و پس میهمان طلب

اگر فرد بنا دارد سهمی در ظهور داشته باشد باید به تهذیب نفس و محاسبه روزانه آن همت گمارد. چنانچه امام صادق (ع) خطاب به عبدالله جندب می‌فرمایند: «ای پسر جندب، بر هر مسلمانی که ما را می‌شناسد، لازم است که در هر روز و شب، اعمالش را بر خود عرضه دارد و از نفس خود حساب بکشد؛ اگر کار خوبی در آن‌ها یافت، به آن بیفزاید و اگر کار زشتی یافت، طلب بخشایش نماید تا در قیامت دچار رسوای نگردد». [سبک زندگی منتظرانه/ ملایی/ ص ۱۲۲]

زیست مهدوی در عصر غیبت نیازمند معرفت و علم نسبت به امام عصر (عج) است؛ چراکه تا منتظر، امام زمان(عج) خود را نشناسد و اسباب، لوازم و عوامل ظهور ایشان و موارد جلب رضایت او را نداند مهره مؤثر ظهور نخواهد بود.

(منبع: سایت یار مهدوی)

اشعاری از فیض کاشانی در شوق مهدوی، یک عهد فطری

اللهم عجل لولیک الفرج

دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانم یا جان ز تن برآید

بنمای رو که جان‏ها گردد فدای رویت بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

هر قوم راست راهی، شاهی و قبله‏گاهی مائیم و درگه تو تا جان ز تن برآید

از کوی خویش بفرست سوی امیدواران بوئی چو بوی رحمان کان از یمن برآید

از حسرت وصالت جان دادم و ندیدم یارب از این سعادت کی کام من برآید

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر کز آتش درونم دود از کفن برآید

یارا به حق مهدی گوئید ذکر خیرش هر جا که فیض نامش در انجمن برآید

***********

نه هر که روی نبی دید سروری داند نه هر که آینه سازد، سکندری داند

کسی که اکثر عمرش به بت‏پرستی رفت چسان هدایت دین پیمبری داند؟

کسی که در ره دین کج نهد قدم ز اول ز ره برون رود آخر چه رهبری داند

هزار در که هر یک هزار بگشاید ز علم تا نبود چون کسی سری داند

به جز خدای نداند امام عالم کیست که قدر گوهر یک دانه، گوهری داند

نجات خلق ز غرقاب جهل، کار علی است در این محیط نه هر کس شناوری داند

مقام راهبری گر به حق بود نیکوست وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند

جهان و کار جهان گرچه در هم است ای فیض ولی مدبّر کل دادگستری داند

بیایید عهد کنیم از این عید فطر تا عید فطر آینده در خدمت امام زمانمان باشیم

ترجمه دعای ابوحمزه ثمالی

در کتاب «مصباح» شیخ طوسی به نقل از ابو حمزه ثمالی آمده است: که حضرت امام زین‌العابدین(علیه‌السلام) در ماه رمضان بیشتر شب را به نماز می‌ایستاد و چون سحر می‌رسید این دعا را می‌خواند: [آنقدر بگوید تا نفس قطع گردد]

خدایا، مرا به کیفرت ادب نکن و با نقشه‌ با من چاره‌اندیشی نداشته باش، پروردگارا از کجا برایم خیری هست، درحالی‌که جز نزد تو یافت نمی‌شود و از کجا برایم نجاتی است، درحالی‌که جز به تو فراهم نمی‌گردد، نه آن‌که نیکی کرد از کمک و رحمتت بی‌نیاز شد و نه آن‌که بدی کرد و بر تو گستاخی روا داشت و تو را خشنود نساخت از عرصه قدرتت بیرون رفت؛ پروردگارا، پروردگارا، پروردگارا؛ تو را به تو شناختم و تو مرا بر هستی خود راهنمایی کردی و به‌سوی خود خواندی و اگر راهنمایی تو نبود، من نمی‌دانستم تو که هستی، خدا را سپاس که می‌خوانمش و او پاسخم را می‌دهد، گرچه هنگامی که او مرا می‌خواند سستی می‌کنم و خدا را سپاس که از او درخواست می‌کنم و او به من عطا می‌نماید، گرچه بخل می‌ورزم هنگامی که از من قرض بخواهد و خدا را سپاس که هرگاه بخواهم برای حاجتم صدایش کنم و هر جا که برای رازونیاز با او بخواهم بی‌پرده خلوت می‌کنم و او حاجتم را برآورد؛ خدا را سپاس که غیر او را نمی‌خوانم که اگر غیر او را می‌خواندم دعایم را مستجاب نمی‌کرد و خدا را سپاس که به غیر او امید نبندم که اگر جز به او امید می‌بستم ناامیدم می‌کرد و خدا را سپاس که مرا بخودش وا‌گذاشت، ازاین‌رو به من رأفت و محبت کرد و به مردم وا‌نگذاشت تا مرا خوار کنند و خدا را سپاس که با من دوستی ورزید، درحالی‌که از من بی‌نیاز است و خدا را سپاس که بر من بردباری می‌کند تا آنجا که گویی مرا گناهی نیست! پروردگارم ستوده‌ترین موجود نزد من بوده و به ستایش من سزاوارتر است؛ خدایا، راه‌های درخواست حاجت‌هایم را به‌جانب تو باز می‌یابم و آبشخورهای امید را نزد تو پر می‌بینم و یاری خواستن از احسانت را برای آن‌که تو را آرزو کرد بی‌مانع می‌بینم و درهای دعا را برای فریاد کنندگان گشوده می‌نگرم و می‌دانم که تو برای امیدواران در جایگاه اجابتی و برای دل سوختگان در کمینگاه فریادرسی هستی و به‌یقین در اشتیاق به جودت و خشنودی به قضایت جایگزینی از منع بخیلان است و گشایشی از آنچه در دست ثروت‌اندوزان است وجود ندارد و همانا مسافر به‌سوی تو مسافتش نزدیک است و تو از آفریدگانت هرگز در پرده نیستی، جز اینکه کردارشان آنان را از تو در پرده برده؛ من با درخواستم آهنگ تو کردم و با حاجتم روی به تو آوردم، نیاز خواهی‌ام را به پیشگاه تو قرار دادم و خواندنت را دست‌آویز خویش کردم بی‌آنکه مستحق شنیدن خواهشم و سزاوار گذشت از من باشی، بلکه برای اطمینان به بزرگواری‌ات و آرامش به‌درستی وعده‌ات و پناه جستن به ایمان به یگانگی‌ات و یقین به معرفتت که مرا پروردگاری جز تو نیست و معبودی جز تو نیست، یگانه و بی‌شریکی؛ خدایا، تو گفتی و گفتارت بر حق و وعده‌ات درست است [فرمودی]: «از خداوند [با کمک تقوا و کسب حلال] درخواست کنید؛ چون خداوند همواره به همه‌چیز مهربان است»، ای آقای من در شأن تو این نیست که دستور به درخواست دهی و از بخشش خودداری کنی، تو با عطاهایت بر اهل مملکتت بسیار کریمی و بر آنان با محبّت و رأفت بسیار احسان کننده‌ای؛ خدایا، مرا در کودکی در میان نعمت‌ها و احسانت پروریدی و در بزرگ‌سالی نامم را بلند آوازه ساختی، ای آن‌که مرا در دنیا به احسان و نعمت‌هایش پرورید و برایم در آخرت به گذشت و کرمش اشاره کرد، ای مولای من معرفتم راهنمایم به‌سوی تو و عشقم به تو واسطه‌ام به پیشگاه توست، من از دلیلم به دلالت تو مطمئن و از واسطه‌ام به شفاعت تو در آرامشم؛ ای آقایم تو را به زبانی می‌خوانم که گناهش او را ناگویا کرده و با دلی با تو مناجات می‌کنم که جرمش او را هلاک ساخته، تو را می‌خوانم ای پروردگارم در حال هراس و اشتیاق و امید و بیم، مولای من هرگاه گناهانم را می‌بینم بی‌تاب می‌شوم و هرگاه کرمت را مشاهده می‌کنم، به طمع می‌افتم، پس اگر از من درگذری بهترین رحم‌کننده‌ای و اگر عذاب کنی ستم نکرده‌ای، خدایا حجّت من در گستاخی بر درخواست از تو، با ارتکاب آنچه از آن کراهت داری، جود و کرم توست و ذخیره‌ام در سختی‌ها با کمی حیا همانا رأفت و رحمت توست و امیدم بر آن است که بین حجّت و ذخیره‌ام آرزویم را نومید نکنی، پس امیدم را تحقق بخش و دعایم را بشنو، ای بهترین کسی که خواننده‌ای او را خوانده و برترین کسی که امیدواری به او امید بسته، ای آقای من، آرزویم بزرگ شده و کردارم زشت گشته، پس به اندازه آرزویم از عفوت به من ببخش و به زشت‌ترین کردارم مرا سرزنش مکن، زیرا کرمت برتر از کیفر گنه‌کاران و بردباری‌ات بزرگ‌تر از مکافات تبهکاران است؛ و من ای آقایم پناهنده به احسان توأم، گریزان از تو به‌سوی توأم، خواستار تحقق چیزی هستم که وعده کردی و آن گذشت تو از کسی که گمانش را به تو نیکو کرده، چه هستم من ای پروردگارم و اهمیت من چیست؟ به احسانت مرا ببخش و به گذشتت به من صدقه ده، پروردگارا مرا به پرده پوشی‌ات بپوشان و از توبیخم به بزرگواری ذاتت درگذر، اگر امروز جز تو بر گناهم آگاه می‌شد، آن را انجام نمی‌دادم و اگر از زود رسیدن عقوبت می‌ترسیدم، از آن دوری می‌کردم، گناهم نه به این خاطر بود که تو سبک‌ترین بینندگانی و بی‌مقدارترین آگاهان، بلکه پروردگارا از این جهت بود که تو بهترین پرده‌پوش و حاکم‌ترین حاکمان و کریم‌ترین کریمانی؛ پوشنده عیب‌ها، آمرزنده گناهان، دانای نهان‌ها، گناه را با بزرگواری‌ات می‌پوشانی و کیفر را با بردباری‌ات به تأخیر می‌اندازی، سپاس تو را سزاست بر بردباری‌ات پس از آنکه دانستی و بر گذشتت پس از آنکه توانستی، بردباری‌ات مرا به‌سوی گناه می‌کشد و بر نافرمانی‌ات جرأت می‌دهد، پرده‌پوشی‌ات بر من، مرا به کم‌حیایی می‌خواند و شناختم از رحمت گسترده و بزرگی عفوت، به من در تاختن بر محرّماتت شتاب می‌دهد! ای شکیبا، ای گرامی، ای زنده، ای به خود پاینده، ای آمرزنده، ای توبه پذیر؛ ای بزرگ نعمت، ای دیرینه احسان، پرده‌پوشی زیبایت کجاست، گذشت بزرگت کجاست، گشایش نزدیکت کجاست، فریادرسی سریعت کجاست، رحمت گسترده‌ات کجاست، عطاهای برترت کجاست، موهبت‌های گوارایت کجاست، جایزه‌های شایانت کجاست، احسان بزرگت کجاست، عطای عظیمت کجاست، احسان دیرینه‌ات کجاست، کرمت کجاست، ای کریم، به‌حق کرمت و «به محمّد و خاندان محمّد» مرا رهایی بخش و به رحمتت مرا خلاص کن؛ ای نیکوکار، ای زیباکار، ای نعمت‌ده، ای فزونی‌بخش، من آن نیستم که در رهایی از کیفرت بر اعمالمان تکیه کنم، بلکه به احسانت بر ما اعتماد دارم، چراکه تو اهل تقوا و مغفرتی، از باب نعمت‌دهی ابتدای به احسان می‌کنی و از جهت کرم از گناه در می‌گذری، پس نمی‌دانم از چه سپاس گویم، از زیبایی عملی که می‌گسترانی، یا کار زشتی که می‌پوشانی، یا بزرگ آزمونی که آزمودی و شایسته نیکی نمودی، یا آن همه مشکلی که مرا از آن رهانیدی و سلامت کامل بخشیدی؟! ای محبوب آن‌که به تو دوستی ورزید، ای نور چشم کسی که به تو پناه آورد و برای رسیدن به تو از دیگران گسست؛ تو نیکوکاری و ما بدکارانیم، به زیبایی آنچه نزد توست از زشتی آنچه پیش ماست درگذر، پروردگارا، کدام جهلی است که جود تو گنجایش آن را نداشته باشد و کدام زمان، طولانی‌تر از مهلت دادن توست، در کنار نعمت‌هایت ارزش اعمال ما چیست؟ چگونه اعمال خود را بسیار انگاریم تا با آن‌ها با کرمت برابری کنیم، بلکه چگونه بر گنه‌کاران تنگ شود آنچه از رحمتت شاملشان شده؟ ای گسترده آمرزش، ای گشاده‌دست به رحمت، ای آقای من به عزّتت سوگند، اگر مرا برانی از درگاهت دور نخواهم شد و از چاپلوسی و تملق نسبت به تو دست نخواهم کشید، به خاطر شناختی که به جود و کرمت پیدا کرده‌ام؛ تو انجام دهی آنچه را که خواهی، هرکه را بخواهی عذاب می‌کنی به هرچه که بخواهی و به هر صورتی که بخواهی و رحم می‌کنی هرکه را بخواهی، به هرچه که بخواهی و به هر کیفیت که بخواهی، از آنچه کنی بازخواست نشوی و در فرمانروایی‌ات نزاع در نگیرد و کسی در کارت شریکت نگردد و در داوری‌ات با تو هماورد نشود و در تدبیرت احدی بر تو اعتراض نکند، آفرینش و فرمان ویژۀ توست، منزّه است خدا پروردگار جهانیان، پروردگارا این است جایگاه کسی که به پناهت آمد و به کرمت پناهنده گشت و به احسان و نعمت‌هایت الفت جست، تویی آن سخاوتمندی که گذشتت به تنگی نمی‌رسد و احسانت کاهش نمی‌پذیرد و رحمتت کم نمی‌شود و به‌یقین از چشم‌پوشی دیرینت و احسان بزرگت و رحمت گسترده‌ات اعتماد کردیم؛ آیا ممکن است پروردگارا برخلاف گمان‌های ما به حضرتت رفتار کنی یا آرزوهایمان را نسبت به رحمتت نومید سازی؟! هرگز ای بزرگوار، چنین گمانی به تو نیست و طمع ما درباره تو این چنین نمی‌باشد، پروردگارا، ما را درباره تو آروزی طولانی بسیاری است، ما را در حق تو امید بزرگی است، از تو نافرمانی کردیم و حال آنکه امیدواریم گناه را بر ما بپوشانی و تو را خواندیم و امیدواریم که برای ما اجابت کنی، مولای ما امیدمان را تحقق بخش، ما دانستیم که با کردارمان سزاوار چه خواهیم بود، ولی دانش تو درباره ما و آگاهی ما به اینکه ما را از درگاهت نمیرانی، گرچه ما سزاوار رحمتت نیستیم ولی تو شایسته آنی که بر ما و بر گنه‌کاران به احسان گسترده‌ات جود کنی؛ پس آن‌گونه که شایسته آنی بر ما منّت گذار و بر ما جود کن که ما نیازمند به عطای توییم، ای بسیار آمرزنده، به نور تو هدایت شدیم و به فضل تو بی‌نیاز گشتیم و به نعمتت بامداد نمودیم و شامگاه کردیم، گناهان ما پیش روی توست، خدایا از گناهانمان از تو آمرزش می‌خواهیم و به‌سوی تو باز می‌گردیم، تو با نعمت‌ها به ما مهر می‌ورزی و ما با گناهان با تو مقابله می‌کنیم، خیرت به‌سوی ما سرازیر است و بدی ما به‌سوی تو بالا می‌آید، همواره فرشته بزرگواری، از ما کردار زشت به‌سوی تو می‌آورد و این امر مانع نمی‌شود از اینکه ما را با نعمت‌هایت فراگیری و به عطاهای برجسته‌ات بر ما لطف و محبت کنی، منزّهی تو، چه بردبار و بزرگ و کریمی، آغاز کننده به نیکی و تکرار کننده آنی؛ نام‌هایت مقدس و ثنایت عظیم و رفتارها و کردارهایت کریمانه است، تو ای معبودم، احسانت گسترده‌تر و بردباری‌ات بزرگ‌تر از آن است که مرا به کردار ناپسند و خطاکاری‌ام بسنجی، پس گذشت، گذشت، گذشت، آقای من، آقای من، آقای من؛ ما را به ذکرت مشغول کن و از خشمت پناه ده و از عذابت نجات بخش و از مواهبت روزی کن و از فضلت بر ما مهربانی و لطف فرما و زیارت خانه‌ات و زیارت مرقد پیامبرت را روزی ما کن، صلوات و رحمت و مغفرت و رضوانت بر پیامبر و خاندانش، تو نزدیک و پاسخ‌دهنده هستی، عمل به طاعتت را روزی ما گردان و ما را بر دینت و بر روش پیامبرت (درود خدا بر او و خاندانش) بمیران. خدایا، من و پدر و مادرم را بیامرز و به هر دوی آن‌ها رحم کن، چنان‌که مرا به گاه کودکی پروردند، احسان هردو را به احسان و بدی‌هایشان را به آمرزش پاداش ده؛ خدایا، مردان و زنان مؤمن را بیامرز، چه زنده و چه مرده‌ی آنان و بین ما و آنان با نیکی‌ها پیوند ده. خدایا، بیامرز زنده و مرده‌ی ما را، حاضر و غائب ما را، مرد و زن ما را، کوچک و بزرگ ما را، آزاد و غیر آزاد ما را، برگشتگان از خدا دروغ گفتند و گمراه شدند، گمراهی دوری و زیان کردند، زیانی آشکار. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و برایم ختم به خیر فرما و مرا از آنچه بی‌قرارم کرده از کار دنیا و آخرتم کفایت کن و کسی که به من رحم نمی‌کند بر من چیره مساز و بر من از سوی خود نگهبانی همیشگی قرار ده و از من شایستگی آنچه را که به من لطف کردی مگیر و از فضلت روزی گسترده حلال پاکیزه نصیب من کن؛ خدایا، به نگهبانی‌ات مرا نگهبانی کن و به نگهداری‌ات مرا نگهدار و به پاسداری‌ات از من پاسداری کن و زیارت خانه‌ات را در این سال و در هر سال و زیارت مرقد پیامبرت و امامان (درود بر آنان) را روزی من کن، پروردگارا از این مشاهد برجسته و با مزیّت و مواقف بس باارزش مرا محروم مساز؛ خدایا، به من روی آور تا نافرمانی‌ات نکنم و خیر و عمل به آن و هراس از خودت را در شب و روز تا گاهی که زنده‌ام می‌داری ای پروردگار جهانیان به من الهام کن. خدایا هرگاه گفتم مهیا و آماده شدم و در پیشگاهت به نماز ایستادم و با تو راز گفتم، چرتی بر من افکندی، آنگاه که وارد نماز شدم و حال راز گفتن را از من گرفتی آنگاه که با تو رازونیاز کردم، مرا چه شده؟ هرگاه گفتم نهانم شایسته شد و جایگاهم به جایگاه توبه‌کنندگان نزدیک گشت برایم گرفتاری پیش آمد، بر اثر آن گرفتاری پایم لغزید و میان من و خدمت به تو مانع شد؛ سرور من شاید مرا از درگاهت رانده‌ای و از خدمتت برکنار نموده‌ای، یا مرا دیده‌ای که حقّت را سبک می‌شمارم پس از پیشگاهت دورم ساختی، یا شاید مرا روی‌گردان از خود مشاهده کردی، پس مرا مورد خشم قرار دادی یا شاید مرا در جایگاه دروغ‌گویان یافتی، پس به دورم انداختی، یا شاید مرا نسبت به نعمت‌هایت ناسپاس دیدی، پس محرومم کردی یا شاید مرا از هم‌نشینی دانشمندان غایب یافتی، پس خوارم نمودی، یا شاید مرا در گروه بی‌خبران دیدی، پس از رحمتت ناامیدم کردی، یا شاید مرا انس یافته با مجالس بیکاره‌ها دیدی، پس مرا به آنان واگذاشتی، یا شاید دوست نداشتی دعایم را بشنوی پس دورم نمودی، یا شاید به خاطر جرم و جنایتم کیفرم نمودی، یا شاید برای کمی حیایم از تو، مجازاتم نمودی؛ پس اگر پروردگارا گذشت کنی، سابقه اینکه از گناهکاران پیش از من گذشته‌ای طولانی است، زیرا کرمت پروردگارا از مجازات اهل تقصیر بسیار بزرگ‌تر است و من پناهنده به فضل توأم، از تو به تو گریزانم، خواهان چیزی هستم که وعده داده‌ای و آن چشم‌پوشی از کسانی است که به تو گمان نیک برده‌اند، خدایا فضل تو گسترده‌تر و بردباری‌ات بزرگ‌تر از آن است که مرا به کردارم بسنجی، یا به خطایم بلغزانی، ای آقایم من چیستم و چه ارزشی دارم؛ سرور من، مرا به فضلت ببخش و باگذشتت بر من کرم کن و به پرده‌پوشی‌ات خطاهایم را بپوشان و به بزرگواری و جودت از توبیخم درگذر، آقای من منم کودکی که پروریدی، منم نادانی که دانا نمودی، منم گمراهی که هدایت کردی، منم افتاده‌ای که بلندش نمودی، منم هراسانی که امانش دادی و گرسنه‌ای که سیرش نمودی و تشنه‌ای که سیرابش کردی و برهنه‌ای که لباسش پوشاندی و تهیدستی که توانگرش ساختی و ناتوانی که نیرومندش نمودی و خواری که عزیزش فرمودی و بیماری که شفایش دادی و خواهشمندی که عطایش کردی و گنه‌کاری که گناهش را بر او پوشاندی و خطاکاری که نادیده‌اش گرفتی؛ و منم اندکی که بسیارش فرمودی و ناتوان شمرده‌ای که یاری‌اش دادی و رانده شده‌ای که مأوایش بخشیدی، من پروردگارا کسی هستم که در خلوت از تو حیا نکردم و در آشکار از تو ملاحظه ننمودم، منم صاحب مصیبت‌های بزرگ، منم آن‌که بر آقایش گستاخی کرد، منم آن‌که جبّار آسمان را نافرمانی کرد، منم آن‌که بر معاصی بزرگ رشوه دادم، منم آن‌که هرگاه به گناهی مژده داده می‌شدم شتابان به سویش می‌رفتم، منم آن‌که مهلتم دادی باز نایستادم و بر من پرده پوشاندی حیا نکردم و مرتکب گناهان شدم و از اندازه گذراندم؛ و مرا از چشمت انداختی، باک نکردم، پس با بردباری‌ات مهلتم دادی و با پرده‌پوشی‌ات مرا پوشاندی تا آنجا که گویی مرا از یاد برده‌ای و از مجازات گناهان برکنارم داشته‌ای، گویا تو از من حیا کرده‌ای! خدایا، آنگاه که نافرمانی کردم، نافرمانی‌ات نکردم چنان‌که منکر پروردگاری‌ات باشم و نه چنان‌که سبک شمارنده فرمانت باشم و نه با گستاخی در معرض کیفرت قرار گیرم و نه تهدیدت را ناچیز شمارم، ولی خطایی بود که بر من عارض شد و نفسم آن را برایم آراست و بدبختی‌ام مرا بر آن یاری نمود و پردۀ افتاده‌ات بر من مغرورم نمود، در نتیجه با کوششم نافرمانی‌ات کردم و به مخالفتت برخاستم اکنون چه کسی مرا از عذابت نجات می‌دهد و فردا از چنگ ستیزه‌جویان و دشمنی‌کنندگان چه کسی رهایم می‌کند و به رشته چه کسی بپیوندم اگر تو رشته‌ات را از من بگسلی؛ مرا چه رسوایی بزرگی است از آنچه کتاب تو (لوح محفوظ) از کردارم در شمار آورده، اگر امیدوار به کرم و فراوانی رحمتت نبودم و اینکه مرا از ناامیدی نهی نموده‌ای، هرآینه ناامید می‌شدم به هنگامی که گناهانم را بیاد می‌آوردم، ای بهترین کسی که خواننده‌ای او را خواند و برترین کسی که امیدواری به او امید بست. خدایا به پیمان اسلام به تو توسّل می‌جویم و به حرمت قرآن بر تو تکیه می‌کنم و به محبّتم نسبت به پیامبر درس ناخوانده قریشی هاشمی عربی تهامی مکی مدنی، هم‌جواری نزد تو را امید می‌نمایم، پس انس ایمانی مرا در عرصه وحشت نینداز و پاداش مرا، پاداش کسی که غیر تو را عبادت کرده قرار مده؛ چه اینکه مردمی به زبانشان ایمان آوردند تا جانشان را به این وسیله حفظ کنند، پس به آنچه آرزو داشتند رسیدند و ما با زبان و دلمان به تو ایمان آوردیم تا از ما درگذری، پس ما را به آنچه آرزومندیم برسان و امیدت را در سینه‌هایمان استوار کن و دل‌هایمان را پس از آنکه هدایتمان فرمودی منحرف مکن و از سوی خود ما را ببخش که تو بسیار بخشنده‌ای، به عزتت سوگند اگر مرا برانی، از درگاهت نخواهم رفت و از چاپلوسی نسبت به تو باز نخواهم ایستاد، به خاطر الهامی که از معرفت به کرمت و گستردگی رحمتت به قلب من شده، بنده به‌سوی چه کسی جز مولایش می‌رود؟ و آفریده به چه کسی جز آفریدگارش پناه می‌برد؟ خدایا، اگر مرا با زنجیرها ببندی و عطایت را در میان مردم از من بازداری و بر رسوایی‌هایم دیدگان بندگانت را بگشایی و مرا به‌سوی دوزخ فرمان دهی و بین من و نیکان حجاب شوی، امیدم را از تو نخواهم برید و آرزویم را از عفو تو باز نخواهم گرداند و محبتت از قلبم بیرون نخواهد رفت، من فراوانی عطایت را نزد خود و پرده‌پوشی‌ات را در دار دنیا بر گناهانم فراموش نخواهم کرد، ای آقای من محبت دنیا را از دلم بیرون کن و میان من و مصطفی پیامبرت و خاندانش، بهترین برگزیدگان از آفریدگانت و پایان‌بخش پیامبران محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) جمع کن؛ و مرا به مقام توبه به پیشگاهت برسان و بر گریه بر خودم مرا یاری ده، من عمرم را به امروز و فردا کردن و آرزوهای باطل نابود ساختم و اینک به جایگاه ناامیدان از خیر و صلاح فرود آمده‌ام، پس بدحال‌تر از من کیست؟ اگر من بر چنین حالی به قبرم وارد شوم، قبری که آن را برای خواب آماده نساخته‌ام و برای آرمیدن به کار نیک فرش ننموده‌ام و مرا چه شده که گریه نکنم و حال آنکه نمی‌دانم بازگشت من به‌سوی چه خواهد بود، من نفسم را می‌نگرم که با من نیرنگ می‌بازد و روزگار را مشاهده می‌کنم که مرا می‌فریبد و حال آنکه بال‌های مرگ بالای سرم به حرکت درآمده، پس مرا چه شده که گریه نکنم، گریه می‌کنم برای بیرون رفتن جان از بدنم، گریه می‌کنم برای تاریکی قبرم، گریه می‌کنم برای تنگی لحدم، گریه می‌کنم برای پرسش دو فرشته قبر منکر و نکیر از من؛ گریه می‌کنم برای درآمدنم از قبر عریان و خوار، درحالی‌که بار سنگینی را بر دوش می‌کشم، یک بار از طرف راست و بار دیگر از جانب چپم نگاه می‌کنم، به خاطر این‌که مردمان در کاری جز کار من‌اند، «در آن روز هرکس از آنان را گرفتاری و کاری است که برای او [از اینکه نتواند به کار دیگر بپردازد] بس است؛ در آن روز چهره‌هایی درخشان و نورانی است؛ خندان و خوش‌حال و چهره‌هایی در آن روز غبار [تیره‌بختی] بر آن‌ها نشسته؛ سیاهی و ذلّت‌ آن‌ها را پوشانده»؛ ای آقای من، تکیه و اعتمادم و امید و توکّلم بر تو، آویختنم به رحمت توست، هرکه را خواهی به رحمتت رسانی و با بخشندگی‌ات هرکه را دوست داری هدایت کنی، پس تو را سپاس بر اینکه قلبم را از شرک پاک کردی و برای تو سپاس بر گشودن زبانم، آیا با این زبان کندم تو را شکر کنم، یا با نهایت کوشش در کارم تو را خشنود نمایم؛ پروردگارا، ارزش زبانم در کنار شکرت چیست و قیمت کارم در برابر نعمت‌هایت و احسانت چه اندازه است؟! خدایا، جودت آرزویم را گسترد و سپاست عملم را پذیرفت، ای آقای من میلم به‌سوی توست و ترسم از سوی توست و آرزویم به پیشگاه توست، آرزویم مرا به‌سوی تو کشانده و همّتم به درگاه تو ای یگانۀ من سرگرم و مشغول شده و رغبتم در آنچه نزد توست فزونی یافته، امید خالص و بیمم برای توست و محبّتم به تو انس گرفته و دستم را به‌سوی تو انداختم و ترسم را به‌سوی رشته‌ی طاعت تو کشیدم، ای مولای من دلم به یاد تو زندگی کرد و با مناجات با تو آتش هراس را بر خود سرد نمودم، ای مولایم و ای آرزویم و ای نهایت خواسته‌ام، میان من و گناهم جدایی انداز، گناهی که بازدارنده من از پای‌بندی به طاعت توست، تنها از تو درخواست می‌کنم، به خاطر امید دیرینه به تو و بزرگی طمع از تو که از مهر و رحمت بر خود واجب کرده‌ای، پس فرمان توراست، یگانه‌ای و شریکی نداری و همه مخلوقات جیره‌خوار تو و در دست قدرت تواند و هر چیز برای تو فروتن است، منزّهی تو ای پروردگار جهانیان؛ خدایا به من رحم کن آنگاه که دلیل و حجّتم بریده شود و زبانم از پاسخت کُند گردد و به هنگام بازپرسی‌ات هوش از سرم برود، ای بزرگ امیدم، زمانی که بیچارگی‌ام شدّت گیرد محرومم مکن و به خاطر نادانی‌ام از درگاهت مران و به علت کم تابی‌ام از رحمتت دریغ مفرما، به جهت تهیدستی‌ام عطایم کن و به خاطر ناتوانی‌ام به من رحم کن، آقایم اعتماد و تکیه، امید و توکلم بر توست و آویختنم به رحمت توست و بارم را به آستان تو اندازم و خواسته‌ام را به وسیلۀ جود و کرم تو جویم، پروردگارا دعایم را آغاز می‌کنم و رفع تنگدستی‌ام را به تو امید می‌بندم و به توانگری تو ناداری‌ام را جبران می‌کنم و ایستادنم زیر سایه عفو توست و به‌جانب جود و کرمت دیده‌ام را بلند می‌کنم و به‌سوی احسانت نگاهم را ادامه می‌دهم؛ پس مرا به آتش مسوزان و حال آنکه تو جایگاه آرزوی منی و در دوزخ جایم مده زیرا که تو نور چشم منی، ای آقای من گمانم را به احسان و نیکی‌ات متهم به دروغ مکن که تویی مورد اطمینانم و از پاداشت محرومم مگردان ‌که تو عارف به تهیدستی منی، خدایا اگر مرگم فرا رسیده و کردارم مرا به تو نزدیک نکرده پس اقرار به گناهم را به پیشگاهت وسیله عذرخواهی‌ام قرار دادم. خدایا، اگر گذشت کنی، پس سزاوارتر از وجود تو به گذشت کیست و اگر عذاب نمایی پس دادگرتر از تو در داوری کیست؟ در این دنیا به غربت و به گاه مرگ به سختی جان دادنم و در قبر به تنهایی‌ام و در لحد به هراسم رحم کن و زمانی که برای حساب در برابرت برانگیخته شدم به خواری جایگاهم رحمت آور و آنچه از کردارم بر انسان‌ها پوشیده مانده بیامرز؛ و آنچه را که مرا به آن پوشاندی تداوم بخش و به من در حال افتادن در بستر مرگ که دست‌های دوستانم مرا این طرف و آن طرف کند رحم کن و به من محبت فرما در آن حال که روی تخت غسّال خانه به‌صورت درازا افتاده‌ام و همسایگان شایسته مرا به این سو و آن سو برمی‌گردانند و به من مهرورزی کن در وقت حمل شدنم که بستگانم گوشه‌های جنازه‌ام را به دوش برداشته‌اند و در حالت حمل شدنم که تنها در قبرم وارد پیشگاه تو شده‌ام به من نیکی و بخشش کن و در این خانه جدید بر غربتم رحمت آور تا آن‌که به غیر تو انس نگیرم ای آقای من، اگر مرا به خودم واگذاری هلاک شده‌ام؛ ای آقای من، اگر لغزشم را فسخ نکنی و نادیده نگیری از چه کسی فریادرسی خواهم و به چه کسی پناه ببرم اگر توجهت را در آرامگاهم نداشته باشم و به چه کسی پناه برم اگر غم و اندوهم را برطرف نکنی؟ ای آقای من، که را دارم و چه کسی بر من رحم می‌کند، اگر تو به من رحم نکنی و احسان که را آرزو کنم، اگر احسان تو را روز بیچارگی‌ام نداشته باشم و گریز از گناهان به‌سوی کیست، وقتی که عمرم سرآید؟ ای آقای من، مرا عذاب مکن که به تو امید دارم،خدایا امیدم را تحقق بخش و ترسم را ایمنی ده، زیرا من در عین فراوانی گناهانم امیدی جز به گذشت تو ندارم؛ ای آقای من، چیزی را از تو درخواست دارم که شایسته آن نیستم و تو اهل تقوا و آمرزشی، پس مرا بیامرز و جامه‌ای از نگاه لطفت بر من بپوشان که گناهانم را بر من بپوشاند و آن‌ها را بیامرز و نسبت به آن‌ها بازخواست نشوم که تو دارای کرَم دیرینه و چشم‌پوشی بزرگ و گذشت کریمانه‌ای؛ خدایا، تویی که عطایت را پی‌درپی فرو ریزی، بر کسی که از تو درخواست نمی‌کند و بر آنان که منکر پروردگاری‌ات هستند!! چه رسد آقای من بر کسی که از تو خواهش کرده و یقین نموده که آفرینش از تو و فرمان فقط به دست توست، منزّه و والایی‌ ای پروردگار جهانیان، ای آقای من، بنده‌ات به درگاه توست، تنگدستی او را پیش رویت قرار داده، با دعایش در خانه‌ی احسانت را می‌کوبد، [و نگاه زیبایت را به باطن امید به تو جلب می‌کند] پس روی کریمانه‌ات را از من برمگردان و آنچه می‌گویم از من بپذیر، من تو را به این دعا خواندم، امید دارم که به خاطر شناختم به رأفت و مهرت مرا باز نگردانی. خدایا تویی آن‌که خواهش کننده‌ای ناتوانت نکند و عطاگیرنده‌ای از تو نکاهد، تو چنانی که خود گویی و بالاتر از آنچه ما می‌گوییم؛ خدایا، از تو شکیبائی زیبا و گشایشی نزدیک و گفتاری درست و مزدی بزرگ درخواست می‌کنم؛ پروردگارا از خیر و خوبی تمامش را از تو می‌خواهم، آنچه را از آن دانسته‌ام و آنچه را ندانسته‌ام، خدایا از تو می‌خواهم بهترین چیزهایی را که بندگان شایسته‌ات از تو خواستند، ای بهترین کسی که از او خواسته می‌شود و سخی‌ترین کسی که عطا می‌کند، خواسته‌ام را در حق خودم و خانواده‌ام و پدر و مادرم و فرزندانم و خاصانم و برادران دینی‌ام به من عطا کن، زندگی‌ام را گوارا گردان، جوانمردی‌ام را آشکار ساز و همه احوالم را اصلاح کن و مرا از کسانی قرار ده که عمرش را طولانی کردی و کردارش را نیکو ساختی و نعمتت را بر او تمام کردی و از او خشنود شدی و او را به زندگانی پاکیزه زنده داشتی، در بادوام‌ترین خوشی‌ها و کامل‌ترین کرامت‌ها و کامل‌ترین زندگی‌ها، همانا تو هرچه را بخواهی انجام می‌دهی و جز تو هرچه را بخواهد توان انجام آن را ندارد؛ خدایا، از سوی خود مرا به ذکر ویژه‌ات اختصاص ده و چیزی از آنچه را که به وسیله آن به تو تقرّب می‌جویم در همه اوقات شب و روز وسیله ریا و شهرت خواهی و هوسرانی و طغیانگری قرار مده و مرا از خاکساران درگاهت بگردان، خدایا از تو می‌خواهم که به من این امور را عطا کنی: گشایش در روزی، امنیت در وطن، نور چشم در خانواده و مال و اولاد و پایداری در نعمت‌هایی که نزدم است و تندرستی در جسم و توانمندی در بدن و سلامت در دین و مرا به طاعتت و طاعت رسولت محمّد که درود خدا بر او و خاندانش باد، به کار گمار، همیشه و تا هنگامی‌که عمرم داده‌ای و مرا از پر نصیب‌ترین بندگانت در نزد خود قرار ده، پر نصیب‌تر در هر خیری که فرو فرستادی و در ماه رمضان در شب قدر نازل می‌کنی و نازل کننده آنی در هر سال، از رحمتی که می‌گسترانی‌اش و عافیتی که می‌پوشانی و بلایی که دفع می‌کنی و خوبی‌هایی که می‌پذیری و بدی‌هایی که از آن درمی‌گذری؛ و در این سال و هر سال زیارت خانه‌ات را نصیبم فرما و از احسان گسترده‌ات روزی فراخ ارزانی من کن و بدی‌ها را ای آقای من از من برگردان و بدهی مرا بپرداز و جبران ستم‌هایی که بر عهده من است را ادا کن تا به خاطر چیزی از آن‌ها آزار نبینیم و گوش‌ها و دیدگان دشمنان و حسودان و متجاوزان بر من را از من برگیر و مرا بر آنان پیروز کن و چشمم را روشن فرما و دلم را شادی بخش؛ و برایم از اندوه و غم گشایش و برون‌رفت قرار ده و هرکه از میان مخلوقاتت نسبت به من قصد بدی کرده، زیر گامم قرار ده و مرا از گزند شیطان و گزند پادشاه و بدی‌های کردارم بازدار و از همه گناهان پاکم کن و به گذشتت از آتش امانم ده و به رحمتت به بهشت واردم کن و به احسانت از حورالعین به همسری‌ام درآور و مرا به دوستان شایسته‌ات محمّد و خاندانش آن خوبان و نیکان پاکیزه و پاک ملحق کن، درود بر آنان و بر بدن‌ها و جان‌هایشان و رحمت خدا و برکاتش بر ایشان؛ خدایا؛ ای آقای من، به توانمندی و بزرگی‌ات سوگند، اگر مرا به گناهانم پی‌جویی کنی، من تو را به عفوت پی‌جویی می‌کنم و اگر مرا به پستی‌ام تعقیب نمایی، من تو را به بذل توجّهت تعقیب می‌کنم و اگر به دوزخم دراندازی اهل دوزخ را به محبتم به تو آگاه می‌سازم. معبودم و آقایم، اگر جز اولیا و اهل طاعتت را نیامرزی، پس گنه‌کاران به چه کسی پناه برند و اگر جز اهل وفا را گرامی نداری، پس بدکاران از چه کسی فریادرسی خواهند؟ خدایا اگر مرا وارد دوزخ کنی این موجب خرسندی دشمن توست و اگر مرا به بهشت وارد نمایی، این سبب خوشحالی پیامبر توست و من به خدا سوگند این را می‌دانم که دلشادی پیامبرت نزد تو، از خرسندی دشمنت محبوب‌تر است؛ خدایا؛ از تو درخواست می‌کنم که دلم را از محبت و ترست و باور به کتابت و ایمان به وجودت و هراس از حضرتت و اشتیاق به ذاتت پر کنی، ای دارای بزرگی و رأفت و محبت، لقائت را محبوب من کن و تو نیز لقاء مرا محبوب خود ساز و در لقایت برای من آرامش و گشایش و کرامت قرار ده. خدایا مرا به شایستگان از بندگان گذشته‌ات ملحق ساز و از شایستگان از آنان که در آینده‌اند قرار ده و مرا بر راه شایستگان نگاهدار و بر مخالفت با خواسته‌های نفسم یاری ده، آن‌گونه که شایستگان را بر مخالفت با خواسته‌های نفسانی‌شان یاری می‌دهی و کردارم را به نیکوترین وجه پایان ده و پاداشم را در کارها به برکت رحمتت بهشت قرار ده و بر شایستگی آنچه عطا کردی یاری‌ام نما و ثابت قدمم کن، پروردگارا و در ورطه بدی‌هایی که از آن‌ها نجاتم دادی باز مگردان، ای پروردگار جهانیان؛ خدایا؛ ایمانی از تو درخواست می‌کنم که پایانی جز لقاء تو نداشته باشد، بر آن ایمان پایدارم بدار تا زنده‌ام می‌داری و بر آن بمیران زمانی که مرا می‌میرانی و بر آن برانگیز، هنگامی‌که مرا برمی‌انگیزی و دلم را از ریا و شک و شهرت‌خواهی در دینت پاک کن تا عملم برای تو خالص باشد. خدایا از تو می‌خواهم که به من این امور را عطا کنی: تیزبینی و فراست در دینت و فهم در فرمانت، و آگاهی در علمت و دو نصیب از رحمتت و پرهیزی که مرا از نافرمانی‌هایت بازدارد و رخسارم را به فروغ نورت سپید کن و شوقم را در آنچه نزد توست قرار ده و در راه خود و بر آئین پیامبرت (درود خدا بر او و خاندانش) بمیران؛ خدایا؛ به تو پناه می‌آورم از کسالت و سرافکندگی و اندوه و ترس و بخل و بی‌خبری و سنگدلی و ناداری و تهیدستی و بیچارگی و همه بلاها و زشتی‌های آشکار و پنهان و به تو پناه می‌آورم از درونی که قانع نمی‌شود و از شکمی که سیر نمی‌گردد و از قلبی که فروتنی نمی‌کند و دعایی که به اجابت نمی‌رسد و کرداری که سود نمی‌بخشد، پروردگارا برای حفظ جان و دین و مال و آنچه نصیب من فرموده‌ای، از شیطان رانده شده به تو پناه می‌آورم، همانا تو شنوا و دانایی؛ خدایا؛ به‌یقین جز تو احدی مرا پناه نمی‌دهد و به‌جز تو پناهگاهی نمی‌یابم، پس هستی‌ام را در دامن عذابت قرار نده و به هلاکت و شکنجه دردناک بازمگردان. خدایا از من بپذیر و نامم را پرآوازه کن و درجه‌ام را بالا ببر و بار گناهم را بریز و مرا به اشتباهم یاد مکن و پاداش به عبادت نشستن و گفتار و دعایم را خشنودی و بهشتت قرار ده، پروردگارا، همه آنچه را از تو خواستم به من عطا فرما و از احسانت بر من بیفزا، من مشتاق توأم، ای پروردگار جهانیان؛ خدایا؛ تو خود در قرآن فرمودی که از کسی که به ما ستم روا داشته گذشت کنیم و ما بر خود ستم ورزیدیم، پس از ما درگذر که حضرتت به گذشت از ما، شایسته‌تر از ماست و نیز فرمان دادی که تهیدستی را دست خالی از در خانه‌هایمان نرانیم و من اکنون به گدایی از تو به درگاهت آمدم، پس مرا جز با روا شدن حاجتم باز نگردان و نیز به نیکی درباره بردگانمان امر فرمودی و هم اینک ما بردگان توییم، پس ما را از آتش دوزخ برهان، ای پناهگاهم به‌وقت غم و اندوه، ای فریادرسم به هنگام سختی، به تو پناه آوردم و از تو فریادرسی خواستم، به تو پناه آوردم و جز به تو پناه نمی‌آورم و جز از تو درخواست گشایش نمی‌کنم، پس به فریادم رس و گشایشی در کارم قرار ده، ای که اسیر را آزاد می‌کنی و از گناه فراوان می‌گذری، از من عمل اندک را بپذیر و از گناه بسیارم درگذر، همانا تو مهربان و آمرزنده‌ای. خدایا ایمانی از تو می‌خواهم که دلم آن را لمس کند و باور صادقانه‌ای که بدانم هرگز چیزی به من نمی‌رسد، مگر آنچه تو برایم مقدّر کردی و مرا از زندگی به آنچه نصیبم فرمودی خشنود بدار، ای مهربان‌ترین مهربانان. -

به امام زمان چی هدیه بدیم؟

به امام زمان چی هدیه بدیم؟
در پاسخ به این سؤال باید یکی از آداب و وظایف مؤمنان منتظر در عصر غیبت را برشمرد که هدیه کردن ثواب نماز یا قرائت قرآن به امام زمان علیه السلام، است . همانطور هر یک از ما برای نشان دادن علاقه و محبت خود به دیگران، کلمات محبت آمیز بر زبان می آوریم، به دیدارشان می رویم یا به آنان هدیه می دهیم تا از دوستی و محبت متقابل آنها برخوردار شویم، با بر زبان آوردن آیات زیبای قرآن یا عبارات و آیات نماز، عشق و علاقه قلبی خویش را به مولایمان حضرت صاحب الزمان (ع) هدیه می کنیم تا از محبت و دوستی آن امام بزرگوار بیشتر بهره مند گردیم . چنانکه نقل است در زمان امام حسن مجتبی (ع) دخترک خدمتکاری با دسته گلی خوشبو نزد امام آمد و شاخه گلی را به آن حضرت هدیه نمود . امام در مقابل این کار پاداش بزرگی به وی بخشید . سپس در مقابل نگاه متعجب اطرافیان خود فرمود: خداوند به ما دستور داده و فرموده است:

هر گاه کسی شما را ستایش کند شما باید در مقابل به ستایشی بهتر از آن یا مانند آن پاسخ دهید . (۱)

در واقع ائمه معصومین، علیهم السلام، ما از این هدیه ها بی نیازند، همانگونه که دریا از آنچه ابرها بر آن می بارند بی نیاز است . ولی ما بی نیاز نیستیم از اینکه به ایشان هدیه ای تقدیم نماییم .

البته در اینکه نماز مخصوصی به عنوان هدیه به حضرت مهدی یا به یکی از ائمه اطهار، علیهم السلام، به جای آوریم یا سوره ای را به عشق آنان ختم کنیم، هیچ حد و وقت و شماره ای نیست و هر کس به مقدار محبت و توانایی اش به محبوبش هدیه تقدیم می کند و بر حسب طاقتش او را خدمت می نماید . بدون شک نماز و قرآنی که با این نیت آغاز می شود علاوه بر ثواب و پاداشی که برای صاحب آن به همراه دارد، پیوند و ارتباط انسان مومن را با امام غائبش محکم تر می کند که به وسیله آن می تواند به محبوب خویش نزدیک تر شود . چنانکه امام موسی کاظم (ع) در فضیلت آنان که ثواب قرائت و ختم قرآن رابه پیامبر و ائمه اطهار، علیهم السلام، هدیه می کنند، فرموده اند:

پاداش آنان این است که در روز قیامت با ما اهل بیت خواهند بود .

همچنین یکی از معصومین، علیهم السلام، روایت است که فرموده اند:

هر کس ثواب نماز خود (چه واجب و چه مستجب) را برای رسول خدا و امیر المؤمنین و امامان بعد از آن حضرت، علیهم السلام، قرار دهد خداوند ثواب نمازش را آنقدر افزایش می دهد که از شمارش آن نفس قطع می گردد و پیش از آنکه روحش از بدنش برآید به او گفته می شود: هدیه تو به ما رسید پس امروز، روز پاداش و تلافی کردن (نیکیهای) توست . دلت خوش و چشمت روشن باد به آنچه خداوند برایت مهیا فرموده و گوارایت باد آنچه که به آن رسیده ای .

پی نوشت:

۱ – سوره نساء ، آیه ۸۶

مآخذ:

۱ . موسوی اصفهانی، سید محمد تقی، مکیال المکارم، ج ۲، صص ۳۷۹ – ۳۷۳

۲ . اکبری، محمود، برگهای زرین (داستانهایی از سیره ائمه معصومین)، ص۱۲۸

(منبع: برگرفته از سایت منجی دوازدهم)

شعری از فیض کاشانی در شوق مهدوی، سوالی برای تفکر

اللهم عجل لولیک الفرج

نفس باد صبا مشک‏‌فشان خواهد شد عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

یعنی این تیره شب غیبت مهدی، روزی از دم صبح حضورش لمعان خواهد شد

عالم ار پیر شد از جور و ستم باکی نیست از قدوم شه دین، امن و امان خواهد شد

مشکلاتی که به دل‏ ها شده عمری است گره حل آنها همه در لحظه آن خواهد شد

دانش کسبی صد ساله این مدعیان نزد علمش به مثل برگ خزان خواهد شد

این اباطیل و اکاذیب که شایع شده است همه را حضرت او محوکنان خواهد شد

طعنه بر حق چه زنی ای که به باطل غرقی تو به این غرّه مشو نوبت آن خواهد شد

فیض اگر در قدم حضرت او جان بخشد زین جهان تا به جنان رقص‌‏کنان خواهد شد

سوالی برای تفکر

آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید: "علت محرومیت ما از دیدار امام زمان (علیه السلام) چیست؟" "آیا من و شما در جستجوی کوی او تکاپو و تلاشی کرده‌ایم و یا بی‌تفاوت به زندگی روزمره خود مشغول هستیم و به ایشان جفا می‌کنیم؟" امام حسین (علیه السلام) فرزند خود حضرت بقیه الله (ارواحنا‌فداه) را در زمان غیبت کبری معرفی می‌کند و می‌فرماید: "و لکن صاحب‌الأمر الطرید الشرید الموتور بأبیه المکنی بعمّه"

الف- او صاحب‌الأمر است یعنی تمامی امور عالم تحت نظارت او قرار دارد و او حجت خدا بر همگان است.
ب- الطرید است یعنی مردم او را رها کرده و از روی بی‌اعتنایی او را طرد کرده‌اند و مشغول زندگی روزمره خویش می‌باشند.
ج- الشرید است یعنی مردم نسبت به ایشان بی خبر و غافل هستند و آواره است.
د- الموتور بأبیه یعنی پدر او کشته شده است ولی خون‌بها و انتقام او گرفته نشده است.
ر- المکنی بعمّه یعنی کنیه‌اش ابوجعفر است.
امام عصر (ارواحنا‌فداه) در نامه خود به شیخ مفید (رحمه الله علیه) علت اصلی محرومیت از دیدار خود را سستی و اعمال ناپسند عنوان نموده و می‌فرماید:"فَما یحبسنا عنهم الّا ما یتصل بنا ممّا نکرهه و لا نؤثره منهم"
"پس تنها چیزی که باعث می‌شود آنان از دیدار ما محروم شوند اعمال ناپسند خودشان است که گزارش آن به ما می‌رسد و ما از آنان چنین توقّعی نداریم".(منبع: سایت امام مهدی ارواحنا فداه)

شعری از فیض کاشانی در شوق مهدوی، قطع تعلقات مادی و معنوی، سوالی برای تفکر  

اللهم عجل لولیک الفرج

ای قصه بهشت ز کویت حکایتی شرح نعیم خلد ز وصلت روایتی‏

علم خضر ز بحر علومت نشانه‏‌ای آب حیات معرفتت را کنایتی

انفاس عیسی از نفست بود شمه‌‏ای تعمیر عمر نوح تو را بود آیتی

کی عطر سای مجلس روحانیان شدی گل را اگر نه بوی تو کردی رعایتی

هر پاره از دل من و از غصه قصه‏‌ای هر سطری از خصال تو وز رحمت آیتی

تا چند ای امام بسوزیم در فراق آخر زمان هجر شما را نهایتی‏

در آرزوی خاک درش سوختیم ما یادآور ای صبا که نکردی حمایتی

ای فیض عمر رفت و ندیدی امام را صد مایه داشتی و نکردی کفایتی

قطع تعلقات مادی و معنوی، راه رسیدن به خدا و امام زمان (عج)

حافظ می فرماید:

تو کز سرای طبیعت نمی روی بیرون کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد

جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد

سوالی برای تفکر

قیمت انسان به قلب اوست. خداوند این قلب را برای خودش خلق کرده و مرکز تجلیات و محل خودش قرار داده است. آیا قلب من رو به سوی خدا و امام است؟ یا هنوز سرگرم بازی­های دنیاست؟ آیا قلب من از درس طهارت و معرفت و اخلاق بهره ای گرفته است یا هنوز در خیال آرزوهای مادی مانده است­؟

شعری از فیض کاشانی در شوق مهدوی، برشی از یک کتاب، سوالی برای تفکر

اللهم عجل لولیک الفرج

امام و سید و مولای من جعلت فداک تو گر شفیع منی از گنه ندارم باک

به جز ولای توأم گرچه نیست دستاویز ولی بس است ولائیکه باشد از دل پاک

مرا امید وصال تو زنده می‏دارد وگرنه هر دمم از هجر تست بیم هلاک

نفس نفس اگر از باد نشنوم بویت زمان زمان کنم از غم چو گل گریبان چاک‏

اهمّ مقصد قلبی جهاد بین یدیک ارید طول حیاتی لان اکونُ فداک

فدای تو نکنم مال و جان و دل حاشای شفاعتم نکنی روز ابتلا حاشاک

عزیز نزد خدا آن بود که همچون فیض نهد به درگه تو روی مسکنت بر خاک

برشی از کتاب یاری خورشید: یاری امام زمان (عج) نوشته دکتر مهدی خدامیان آرانی

"امام صادق علیه السلام فرمودند:"هر کس از شیعیان را که می بینی سلام مرا برسان و این پیام مرا به او برسان: من از شما می خواهم تقوا پیشه کنید، از گناه دوری کنید، راستگو باشید، در امانت خیانت نکنید، سجده های طولانی داشته باشید، با همسایگان خود به خوبی رفتار کنید، به خویشاوندان خود نیکی کنید. وقتی یکی از شما با تقوا و راستگو باشد و با مردم به نیکویی رفتار کند، مردم می گویند: این تربیت شده امام صادق است و این مرا خوشحال می کند، ولی اگر شما رفتار خوبی نداشته باشید، مردم آن را به من نسبت می دهند و می گویند: شیعیان امام صادق این گونه اند".

راستگویی، تقوا، امانت داری و... ثواب زیادی دارد، ولی وقتی شیعه ای این زیبایی ها را انجام می دهد، دو ثواب می برد، یکی ثواب خود این کارهای خوب، دیگری ثواب یاری کردن امام زمان! وقتی کاری عنوان "یاری امام زمان" را پیدا می کند، ارزش چندین برابر دارد".

سوالی برای تفکر

" چه میزان از زندگی من، جوانی من، درست مصرف می شود؟ خود را وقف چه کرده ام؟

"آیا در طول زندگی ­ام موفق بوده ­ام، دل امام زمانم را شاد کنم؟"

شعری از فیض کاشانی در شوق مهدوی، برشی از یک کتاب، سوالی برای تفکر

اللهم عجل لولیک الفرج

تو را امام ز اعدا خدا نگه دارد فرشته‌‏ات به دو دست دعا نگه دارد

ز دیده خواه نهان باش و خواه عیان خدات در همه حال از بلا نگه دارد

صبا به درگه او گر دل مرا بینی ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد

ز درد دوست نگویم حدیث جز با دوست که آشنا سخن آشنا نگه دارد

سر و زر و دل و جانم فدای مهدی باد که حقِّ خدمت اهل وفا نگه دارد

غبار راه گذارش نشان دهید که فیض به یادگار نسیم صبا نگه دارد

خرد ز فتنه آخر زمان حذر فرمود ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد

برشی از کتاب مکیال المکارم جلد دوم : دعای امام رضا علیه السلام برای امام زمان علیه السلام

خدایا دفاع کن از ولی ات و خلیفه ات و حجّت بر آفریدگانت و زبان سخنگوی از سویت و گویای به حکمتت و دیده نگرنده به اجازه ات و گواه بر بندگانت، آن سرور بزرگوار مجاهد، پناهنده به تو، عبادت کننده نزد تو و پناهش ده از شرّ همۀ آنچه آفریدی و پدید کردی و پروردی و صورت دادی و او را نگهدار از پیش رویش و پشت سرش و از طرف راست و چپش و بالای سر و زیر پایش، به نگهداری ات که هر که را به آن نگهداری تباه نشود؛ و حفظ کن در وجود او پیامبرت و پدرانش، آن امامان از سوی ات و پایه های دینت و او را قرار ده در سپرده خود که تباه نمی شود و در جوارت که امنیتش از بین نمی رود و در بازدارندگی و نیرومندی ات که شکست نخورد و او را ایمن دار و به امان استوارت که هرکه را به آن ایمن نمودی، هرگز خوار نمی شود و قرارش ده در حمایتت که هرکه در آن باشد، مورد دستبرد واقع نگردد و یاری اش ده به یاری نیرومندت و کمکش کن، با لشگر چیره ات و نیرومندش ساز به نیرویت و پشت سر او قرار بده فرشتگانت را و دوست بدار کسی را که دوستش دارد و دشمن بدار کسی را که دشمنش دارد و زره محکمت را به او بپوشان و او را به احاطه فرشتگان در آور، احاطه ای سامان یافته؛ خدایا شکاف در همۀ امور را به او اصلاح کن و گسیختگی را به او پیوند ده و ستم را به دستش نابود گردان و عدالت را به او بنمایان و او را به پیروزی کمک کن و به وسیله در انداختن ترس در دل دشمنان یاری اش ده و یاورانش را نیرومند ساز و واگذارنده اش را خوار کن و کسی که نسبت به او دشمنی ورزد هلاک ساز و هرکه به او خیانت کند نابود گردان و به دست او گردنکشان کفر و تکیه گاه ها و ستون های آن را به قتل برسان و به وسیله او سران گمراهی و پدیدآورندگان بدعت و میرانندگان سنّت و تقویت کنندگان باطل را درهم شکن و به دست او گردنکشان را خوار کن و کافران و تمام بی دینان را نابود ساز، در مشرق های زمین و مغرب هایش و خشکی ها و دریاهایش و هموارها و کوه هایش تا دیاری از آنان و آثاری از ایشان را باقی نگذاری. خدایا کشورهایت را از وجود آلوده ی آنان پاک کن و با محو ایشان بندگانت را شفا ده و مؤمنان را به وجود آن حضرت عزیز گردان و روش های رسولان و احکام کهنه پیامبران را به او زنده کن و به وسیله او آنچه را از دینت محو شده و از قانونت تغییر یافته، تجدید فرما تا دینت را به وجود او بازگردانی و بر دو دست او جدید و تازه و خالص و صحیح کنی که کجی در آن دیده نشود و بدعت و پیرایه ای همراهش نباشد تا اینکه با عدالتش تاریکی های نابرابری را روشن کنی؛ و به وسیله او آتش های کفر را خاموش نمایی و گره بندهای حق و ناشناخته ی عدالت را به او روشن سازی، زیرا او بنده توست، بنده ای که او را برای خود برگزیدی و او را برای غیب خود انتخاب کردی و از گناهان بازش داشتی و از عیب ها پاکیزه اش کردی و از آلودگی پاکش فرمودی و از چرکینی سالمش نمودی. خدایا ما در روز قیامت و روز فرارسیدن حادثه بزرگ، برای او گواهی می دهیم که گناهی انجام نداد و بزهی نیاورد و مرتکب معصیتی نشد و طاعتی را در پیشگاه تو تباه نکرد و حرمتی را از تو هتک نکرد و فریضه ای را دگرگون نساخت و آیینی را تغییر نداد و به درستی که اوست راهنمای راه یافته، پاک، پرهیزگار، بی عیب، دوستدار، پاکیزه؛ خدایا به او عطا کن، در وجودش و اهلش و فرزندان و نژادش و امت و همه رعیتش، چیزی که چشمش را به آن روشن کنی و وجودش را به آن خوشحال نمایی و برای او گردآوری، فرمانروایی همه مملکت ها را نزدیک و دورش را و نیرومند و خوارش را تا فرمانش را بر فراز هر فرمانی جاری سازی و حق او را بر هر باطلی چیره گردانی. خدایا ما را به دو دست آن بزرگوار به راه هدایت و جادّه بزرگ تر و روش معتدل بدار که گمراه تندرو به آن بازگردد و عقب مانده، خود را به آن برساند و بر طاعتش نیرویمان بخش و بر پیروی اش پا برجایمان کن و به متابعتش بر ما منّت بنه و ما را در گروه او قرار بده، آن گروهی که به شدّت قیام کننده به دستورش هستند و همراه او شکیبا می باشند و با خیرخواهی اش جویندگان خشنودی تواند تا ما را در روز قیامت، در شمار یاران و مددکاران و تقویت کنندگان حکومتش محشور نمایی؛ خدایا این واقعیت را برای ما، خالص از هر شک و شبهه و خودنمایی و شهرت طلبی قرار بده تا در این کار به غیر تو اعتماد نکنیم و به آن جز خشنودی تو را نخواهیم و تا ما را به جایگاه او وارد کنی و در بهشت با او قرار دهی؛ و از خستگی و کسالت و سستی پناهمان ده و ما را از کسانی قرار ده که به دست آن ها برای دینت پیروزی آوری و یاری ولی ات را به آنان نیرومند سازی و ما را در این زمینه با دیگران عوض مکن، زیرا عوض کردن ما با دیگران بر تو آسان، ولی بر ما کاری بسیار دشوار است. خدایا بر متولّیان عهدش و پیشوایان پس از او درود فرست و آنان را به آرزوهایشان برسان و در عمرشان بیفزا و پیروزی شان را نیرومند ساز و برای آنان کامل کن، آنچه از دستوراتت به آنان مستند کردی و پایه های حکومتشان را ثابت بدار و ما را از مددکاران آنان و نسبت به دینت از یاوران قرار ده، به درستی که آنان اند معادن کلماتت و خزانه داران دانشت و پایه های توحیدت و استوانه های دینت و کارگزاران فرمانت و زبده های از بندگانت و برگزیدگان از آفریدگانت و اولیایت و گزیده های دوستانت و انتخاب شده فرزندان پیامبرت و سلام و رحمت و برکات خدا بر او و بر آنان باد.

سوالی برای تفکر

"آیا حاضرم از امروز متعهد شوم که دقایقی را به دعا و ­استغاثه به نیت ظهور اختصاص دهم­؟"

"آیا می­توانم یک حلقه درونی کوچک از جمع دوستانم (خانواده و خویشاوندان، همکلاسی ها، همکاران و...) تشکیل دهم تا متعهد شویم حداقل هفته ­ای یکبار دقایقی را به دعا و ­استغاثه به نیت ظهور اختصاص دهیم؟"

شعری از فیض کاشانی در شوق مهدوی، برشی از یک کتاب، سوالی برای تفکر

اللهم عجل لولیک الفرج

گرچه افتاد ز هجرش گرهی در کارم همچنان چشم کرم از کرمش می‏دارم‏

می‏کشم بار چه کوه غم هجران امروز تا که فردا دهد آن شه به بر خود بارم

به صد امید نهادیم در این بادیه پای ای دلیل ره گمگشته فرو مگذارم

پاسبان حرم دل شده‏ام در همه شب تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم‏

دیده بخت به افسانه او شد در خواب کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم‏

فیض از حافظ شیراز گرفت این ابیات در غم هجر تو می‏خوانم و خون می‏بارم

برشی از کتاب مکیال المکارم جلد دوم

"مومنی که منتظر آمدن مولایش می باشد هر قدر که انتظارش شدیدتر است، تلاشش در آمادگی برای آن به وسیله پرهیز از گناه و کوشش در راه تهذیب نفس و پاکیزه کردن درون از صفات نکوهیده و به دست آوردن خوی های پسندیده بیشتر می گردد، تا به فیض دیدار مولای خویش و مشاهده جمال انورش در زمان غیبتش رستگار شود و لذا امامان معصوم در روایاتی به پاکیزگی صفات و مقید بودن به انجام طاعات امر فرموده اند".

سوالی برای تفکر

"امروز فکر کنم ببینم چه عادت اخلاقی یا رفتاری در من هست که مانع نزدیکی من به خدا و امام می شود؟ "عادات من در حال حاضر زندگی جاودان مرا به کدام سمت هدایت می کند؟ نور یا تاریکی؟" از امروز چه قدم کوچکی میتوانم بردارم که مرا در مسیر نور قراردهد؟"