شعری از فیض کاشانی در شوق مهدوی، برشی از یک کتاب، سوالی برای تفکر

اللهم عجل لولیک الفرج

بهر مهر تو به فردوس براتم دادند وز جهنم به ولای تو نجاتم دادند

در شب هجر تو بودم چو خضر در ظلمات تا که از چشمه شوق آب حیاتم دادند

سرخوش از دوستی آل پیمبر گشتم باده از جام تجلّی صفاتم دادند

بی‏خود از شعشعه پرتو ذاتم کردند یعنی از نور ولاشان لمعاتم دادند

من همان روز ز اسلام شدم برخوردار که به دل نور ولای حضراتم دادند

گر شدم عالم و عارف به ولاشان چه عجب مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند

فیض از اهل نجات است یقین می‏دانم گو چرا زانکه در این شیوه ثباتم دادند

برشی از کتاب یاری خورشید: یاری امام زمان (عج) نوشته دکتر مهدی خدامیان آرانی

"خدا تو را یاری کرده است و تو را از شک و تردید نجات داده است، همانگونه که به وجود خورشید ایمان داری، به امام زمان خود باور داری، این یقین و این ایمان ارزش فراوانی دارد و تو باید شکرگزار این نعمت باشی. شکر این نعمت این نیست که سر به سجده بگذاری و خدا را شکر کنی، تو باید دست دیگران را بگیری تا رایحه خوش معرفت به امام زمان به مشام دیگران هم برسد، باید تلاش کنی تا دوستداران آن حضرت زیاد شوند. تو دیگر غربت مولای خود را به هیچ قیمتی نمی پسندی و زیاد شدن یاوران امام برای تو اهمیت زیادی دارد. هیچ چیز در این دنیا برای تو به این اندازه لذت ندارد که بتوانی یک نفر را به امام زمان نزدیک تر کنی و ایمان او را قوی تر سازی. خوشا به حال کسی که از این دنیا، برای خود توشه ای برگیرد! آری، امام شناسی معرفتی به انسان می دهد تا فلسفه زندگی را درک کند و یاری امام را برترین توشه بیابد و مرگ در راه امام را همان زندگی جاوید ببیند­".

سوالی برای تفکر(منبع سوال: کتاب یاری خورشید)

"سخن از یاری امام زمان است. لحظه ای باید بایستم و به تاریخ بنگرم، چه کسانی در این وادی، گوی سبقت را از همه ربودند و امام زمان خود را آنگونه که شایسته است، یاری کردند؟"

شعری از فیض کاشانی در شوق مهدوی، برشی از یک کتاب، سوالی برای تفکر

اللهم عجل لولیک الفرج

بخت از قدوم دوست نشانم نمی‏‌دهد دولت خبر ز راز نهانم نمی‌‏دهد

جان می‏‌دهم برای لقایش به صدق دل اینم نمی‏‌ستاند و آنم نمی‌‏دهد

مردم ز اشتیاق در این پرده راه نیست یا هست پرده‏‌دار نشانم نمی‌‏دهد

دانم به صبر دست دهد کام دل ولی بدعهدی زمانه امانم نمی‌‏دهد

چندان که بر کنار چو پرگار می‌‏روم دوران چو نقطه ره به میانم نمی‏‌دهد

گفتم روم به خواب و ببینم جمال دوست از آه و ناله فیض امانم نمی‏‌دهد

برشی از کتاب چهارده گفتار پیرامون ارتباط معنوی با حضرت مهدی (عج) نوشته حسین گنجی

"ما دو قرآن داریم: قرآن صامت یعنی همان قرآنی که در محضرش هستیم. قرآن دوم قرآن ناطق است در زیارت نامه می خوانیم: "السلام علیک یا شریک القرآن"؛ سلام بر تو ای شریک قرآن. این به این معناست که همان طوری که قرآن امانت حضرت رسول خداست، مهدی جان ! شما نیز امانت و سفارش شده حضرت رسول هستید. معنی دومش این است اگر قران نور است، شما هم نور هستید. اگر قرآن از جانب حق آمده است، امامت شما هم از جانب حق آمده است. اگر قرآن شافی است، شما هم شافی هستید. اگر قرآن شافع است و دستگیری می کند، شما هم شافعید. اگر قرآن درمان دردهاست، شما نیز درمان دردها هستید. هر چه قرآن دارد، همه آن ویژگی ها در حد اعلا، در وجود شماست. اگر او قرآن است، شما نیز قرآن هستید؛ او قرآن صامت است و شما قرآن ناطق. همان طور که دل مُرده نمی­تواند با قرآن صامت انس و رابطه برقرار کند، دل مُرده با قرآن ناطق یعنی حضرت مهدی علیه السلام هم نمی تواند ارتباط برقرار کند. ارتباط لازمه­اش طهارت است. دلی که طاهر نیست چگونه جای حضرت باشد؟ چگونه جای معرفت باشد؟ دل باید پاک باشد، ذهن باید پاک باشد، اعضا و جوارح باید پاک باشد، آنگاه ارتباط برقرار می­شود".

سوالی برای تفکر

از امروز برای "پاکی دل و ذهن خود" چه اقدام کوچکی را می توانم شروع کنم­؟ از امروز چه رفتارها، افکار یا عادات اشتباهی را می­توانم رها کنم تا پاکی را دریابم؟

شعری از فیض کاشانی در شوق مهدوی، برشی از یک کتاب، سوالی برای تفکر

اللهم عجل لولیک الفرج

ای که حرمانی ما را تو روا می‏‌داری مخلصان را ز بر خویش جدا می‏‌داری

آن جفاها که فراق تو به ما کرد و کند ما تحمل نکنیم ار تو روا می‏‌داری

من در این شکوه که آمد خبری از بر او کای فلانی گله از حضرت ما می‌‏داری؟!

تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم از چه می‌‏نالی و فریاد چرا می‏‌داری

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تست عرض خود می‌‏بری و زحمت ما می‏‌داری

خویش را قابل خدمت کن و آنگه بطلب مستحق ناشده امید عطا می‌‏داری

فیض بگذر به بیابان هوس تا برسی به امیدی که در این ره به خدا می‏‌داری

برشی از کتاب چهارده گفتار پیرامون ارتباط معنوی با حضرت مهدی (عج) نوشته حسین گنجی

"دل به منزله اطاق چهار دیواری می ماند. چه زمانی خورشید فروزان امامت و ولایت، نور امام زمان، حرارت و تابش امام زمان علیه السلام، به دل می تابد و در آن منعکس می شود؟ دل از نور و حرارت امام زمان، از رویت امام زمان، از جمال زیبا و دل آرای امام زمان می تواند بهره ببرد، اما زمانی که پنجره را به سوی امام زمان باز کند. دل باید با پنجره باشد، پنجره دل تقوا، توسل، ایثار و از خودگذشتگی است. پنجره خدمت به ذریه پیامبر ختمی مرتبت علیهم السلام، انس با قرآن کریم، بندگی، آن هم بندگی جامع و کامل و تمام عیار است".

سوالی برای تفکر

"بیاندیشم در ارتباط با خدا و امام کجا کم گذاشته ام؟ بیاندیشم در ارتباط با خود ابدی و جاودانه ام، کجا کم گذاشته ام؟ از امروز چه طور در مسیر اصلاح خود گام بردارم؟"

شعری از فیض کاشانی در شوق مهدوی، برشی از یک کتاب، سوالی برای تفکر

اللهم عجل لولیک الفرج

وصال او ز عمر جاودان به خداوندا مرا آن ده که آن به‏

مگو سرّ وجودش با مخالف که راز دوست از دشمن نهان به

به خلدم زاهدا دعوت مفرما که شوق صاحب الامرم از آن به

دلا دائم به فکر و ذکر او باش به حکم آن که طاعت جاودان به

ز هر حرفی که گویی فیض جایی حدیث صاحب عصر و زمان به

برشی از کتاب چهارده گفتار پیرامون ارتباط معنوی با حضرت مهدی (عج) نوشته حسین گنجی

امام صادق (ع) فرمودند: "شب و روز در انتظار ظهور امام علیه السلام باش". اگر انسان چنین اتظاری داشته باشد، آیا چنین انسانی به دنیا می چسبد؟ نه. دیگر آمال و آرزو دارد؟ نه. از غیر امام زمان خالی می شود؟ فقط به یک مطلب فکر می کند و آن هم آمدن امام زمان علیه السلام است. عالی ترین وسیله تهذیب نفس، کامل ترین وسیله سیر و سلوک الی الله، این است که ربطمان را ولی مطلق، با وسیله فیض، با سبب متصل بین آسمان و زمین و اهل زمین قوی کنیم. "در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد". اگر انتظار زنده شود، خیلی از کمالات را به دست می آوریم، اما ما آن انتظار را نداریم.

اگر مردم یک چک صد هزار تومانی یا طلایی گم کنند، به جاهای مختلف اطلاعیه می زنند، جایزه هم برای یابنده و تحویل دهنده قرار می دهند. عجب! به اندازه صد هزار تومان و طلا و غیره به دنبال امام زمان علیه السلام گشته ایم؟ ببینیم حضرت کجا است؟ ببینیم چرا غایب است؟ نکند که من غایبم؟!!؟؟ نکند که چشم های من در اثر گناه نور را نمی بیند؟!

سوالی برای تفکر

"بیاندیشم آیا حاضرم از امروز ساعتی را نذر امام زمان (عج) کنم؟ ( برای نمونه صفحاتی از یک کتاب مهدوی بخوانم، آیاتی یا روایاتی را مطالعه کنم و حداقل خلاصه آنچه را مطالعه کرده ام برای یک دوست یا اعضای خانواده توضیح دهم، و....)"

شعری از فیض کاشانی در شوق مهدوی، بنفسی انت، سوالی برای تفکر

اللهم عجل لولیک الفرج

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود پیش پائی به چراغ تو ببینم چه شود

یا رب اندر کنف سایه مولای زمان که من سوخته یک دم بنشینم چه شود

آخر ای خاتم انوار هدایت آثار گر فتد عکس تو بر لعل نگینم چه شود

یک نفس جلوه کنی تا که به مرآت رخت صورت و سیرت جد تو ببینم چه شود

چون به دل مهر تو دارم منگر نیک و بدم گر چنانم چه بود یا که چنینم چه شود

صرف شد عمر گرانمایه به امید و اسف تا از آنم چه به پیش آید و اینم چه شود

عمرت ای فیض گر اینسان گذرد روز به روز دانم از پیش که احوال نسیمم چه شود

بنفسی انت

علامه مجلسی قدس سره در کتاب زادالمعاد می فرماید: "دعای ندبه از امام صادق علیه السلام است. هفت مرتبه امام صادق (ع) به امام زمان (عج) می­گوید: "فدایت شوم"؛ بنفسی انت من مغیب لم یخل منا، بنفسی انت من نازح ما نزح عنا، بنفسی انت امنیه شائق یتمنی من مومن و مومنه ذکرا فحنا" به قربانت گردم یابن الحسن، جانم به فدایت ای غایب گشته ای که از ما جمعیت بیرون بیستی، در میان ما مردم زندگی می کنی. جانم به فدایت یابن الحسن، ای آقایی که ما تو را دور می پنداریم، ولی تو از ما دور نیستی.

"نزدیک تر از قلب منی با من مهجور

دوری ز من است و ز تو ما را گله ای نیست"

(منبع: چهارده گفتار پیرامون ارتباط معنوی با حضرت مهدی (عج) نوشته حسین گنجی)

رمز "بنفسی انت صادقانه" ما آیه 24 سوره توبه: " قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ" است. خود را با این آینه بسنجیم.

سوالی برای تفکر

"آیا تا کنون با زبان صدق و صداقت کامل دعای ندبه را زمزمه کرده ام؟ آیا واقعا فدایی حضرت هستم؟"

توصیه امام زمان، دعای امام زمان برای ظهور، سوالی برای تفکر

توصیه امام زمان

امام مهدی علیه اسلام: "هر یک از شما باید کاری کند که به محبّت ما نزدیک شود و از کاری که او را به نفرت و خشم ما نزدیک می سازد، دوری کند؛ زیرا که قضیه [ظهور] ما ناگهانی و بی خبر اتفاق می افتد به طوری که دیگر نه توبه ای به حالش سودمند می افتد و نه پشیمانی از گناه از کیفر ما می رهاندش".

این کلام مبارک حضرت بقیه الله الأعظم(علیه السلام) به این معناست که حسنات و کارهای شایسته باعث زمینه سازی و تعجیل در فرج می شود و سیئات و اعمال خلاف شرع باعث تأخیر در ظهور می شود، لذا هر انسانی که قلب او به شوق امام زمان(علیه السلام) می تپد باید برای تعجیل در فرج حرکتی شایسته انجام بدهد. اگر روحانی است برای مردم از جایگاه مقدس، مهر و فضائل امام عصر(روحی له الفدا) سخن بگوید. اگر بازاری است در روز نیمه شعبان به مشتریان خود تخفیف دهد. اگر استاد است به عشق امام زمان(سلام الله علیه) با طلاب و یا دانشجویان خود مدارا کند، اگر پدر خانه است در روز نیمه شعبان برای همسر و فرزندانش هدیه تهیه کند و در یک کلام هر کسی هر چه می تواند برای امام غائب قائم و ترویج مهر و مجاهدت ایشان قدم بردارد، قطعا نه تنها در روز قیامت بلکه در دنیای مادّی و نباتی نیز ثمره این خدمت خویش را به آن امام همام مشاهده خواهد کرد. خداوند متعال نام ما را در طومار زمینه سازان حضرت مهدی آل محمد(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ثبت و ضبط بفرماید.

(منبع: حجت‌الاسلام والمسلمین امین بهرامی پژوهشگر و فعال مهدویت)

دعای امام زمان برای ظهور

اللَّهُمَّ أَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی وَ أَتْمِمْ لِی أَمْرِی وَ ثَبِّتْ وَ طْأَتِی وَ امْلَإِ الْأَرْضَ بِی عَدْلًا وَ قِسْطا

"خداوندا به آنچه بر من وعده دادى وفا کن و امر مرا به کمال برسان، و گام‏هاى مرا استوار بدار، و زمین را به دست من آکنده از عدل‏ و داد ساز".

  • امام زمان (عج) در روزهای آغازین تولد، این دعا را بر زبان جاری کردند و این به معنی ماموریت اصلی و قطعی ایشان در عالم است که در وعده حتمی پروردگار آمده است. امام زمان (عج) خود برای ظهور و فرجش دعا می کند و دعای ما برای ظهور آن حضرت در ادامه دعای آن بزرگوار است.

سوالی برای تفکر

"آیا به جایی رسیده ام که تنها دلخوشی من ظهور امام باشد یا هنوز گیر بازی­های کودکانه دنیا هستم؟"

شعری از فیض کاشانی در شوق مهدوی، توصیه ای برای رسیدن به یاد امام زمان (عج)، سوالی برای تفکر

اللهم عجل لولیک الفرج

روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست در پرده‏ای هنوز و صدت عندلیب هست

مُردیم از فراق تو ای عیسی زمان آیا ز خوان وصل تو ما را نصیب هست؟

هر جا روم خیال تو در دیده من است هر جا که هست پرتو روی حبیب هست

هرچند دورم از تو که دور از تو کس مباد لیکن امید وصل توأم عنقریب هست‏

دوری ز خدمت تو ز نقصان شوق ماست دردا که درد نیست وگرنه طبیب هست

اظهار شوق این همه از فیض هرزه نیست هم قصه غریب و حدیث عجیب هست

توصیه ای برای رسیدن به یاد امام زمان (عج)

مردم جامعه دو گروهند، عده ای اصلا امام زمان (عج) را نمی شناسند، گروهی هم امام زمان را قبول دارند ولی گرفتار سرگردانی ها شده اند و غفلت آنان را فرا گرفته است، باید هر کس در حد توان خود تلاش کند تا این دو گروه به سعادت نزدیک شوند. هر کس به قدر توان خود می تواند در این مسر گام بردارد، یک نفر با سخنرانی، یک نفر با نوشتن مقاله، یک نفر با یک عکس نوشته، یک نفر با برگزاری جلسات دینی و نشر روایات و احادیث و.... تا مردم بیشتر به یاد امام زمان (عج) باشند و برای ظهورش خالصانه به استغاثه برسند.

برای نمونه: اگر کتابی خواندم که مرا با امام بیشتر آشنا کرد آن کتاب را به دوستانم معرفی کنم تا آن را بخوانند یا خلاصه ای از کتاب را در اختیارشان قرار دهم. اگر با سایت های مهدوی آشنایی دارم به دیگران هم معرفی کنم تا از مطالب این سایت ها بهره مند شوند.

(منبع: کتاب یاری خورشید نوشته مهدی خدامیان آرانی با اندکی تغییر)

سوالی برای تفکر

"چگونه می توانم از امروز در حد توان خود مرزبان مکتب تشیع و یاریگر امام زمان (عج) شوم؟"

میزان قیمت هر فرد، سوالی برای تفکر

قیمت هر فرد

قبر انسان افکارش است؛ این قبری که ما را می برند و در آن می گذارند، این قبر نیست، این قبر بدن ماست، بدن ما از خاک بوده و می رود در خاک؛ نفس ما هر درجه ای از علو که داشته باشد در همان می ماند؛ اگر نفس ما آلوده باشد، ما را در روحانیت نفس نمی برند؛ قبر ما همان افکار ماست، قبر ما همین خیالات ماست، قبر ما همین تو و من کردن هاست، از من و تو باید گذشت و من و تو را باید فدای خدا کرد.

امیر المومنین علیه السلام فرمودند: "قیمه کل امری ما یحسنه"

"قدر و قیمت هر کسی، آن چیزی است که او بر آن چیز و بر آن اساس، خود را استوار کرده و بر آن امر قائق و غالب شده است". اگر کسی قدر و قیمتش دنیا بود، تمام عمر خودش را برای دنیا مصرف کرد و قدر و قیمتش آن است.

ولی انسان می گوید: "خدا این طور می گوید، این کار را بکن! می گوید : چشم من بنده هستم و آن وقت عمل می کند"، این خیلی خیلی عالی است، قابل قیاس نیست، قابل معاوضه نیست، انسان آن را با دنیا و آخرت هم عوض نمی کند، و یک لحظه از آن می ارزد به تمام لذت هایی که اهل دنیا دارند.

(منبع سایت مکتب وحی)

سوالی برای تفکر

"قدر و قیمت من به چیست؟ من چه قدر می ارزم؟" من در زندگی به دنبال چه هستم؟

آیا " أَیْنَ الشُّمُوسُ الطّالِعَهُ؟ أَیْنَ الْأَقْمارُ الْمُنیرَهُ؟ أَیْنَ الْأَنْجُمُ الزّاهِرَهُ و..." گمشده واقعی من هست یا نه؟

توصیه ای از امام به شیعیان، سوالی برای تفکر

اخلاص در عمل

يکي از علماي بزرگ اصفهاني مي گويد: «شبي در عالم رؤيا امام زمان (ع) را ديدم. به ايشان عرض کردم چه کنم که به شما نزديک شوم؟» فرمودند: «عملت را عمل امام زمان (ع) قرار بده.» من به ذهنم رسيد که يعني در مورد هر کاري ببين اگر امام زمان (ع) اين کار را مي کند تو هم انجام بده. پرسيدم: «چه کنم که در اين امر موفق باشم؟!». فرمودند: «الاخلاص في العمل؛ يعني، در کارهاي خود اخلاص داشته باش.»

سوالی برای تفکر

"چه قدر در کارهای فردی، عبادی و معنوی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و.... اخلاص دارم؟

"چه قدر در کارها مَن مَن می کنم؟"

"چه قدر قربه الی الله کار می کنم؟"

فضیلت دعا برای امام زمان، متن دعای عهد دیگر با ترجمه، سوالی برای تفکر

فضیلت دعا برای امام زمان(عج)

دعای عهد: اللهم رب النور العظیم و رب اکرسی الرفیع ... حضرت امام صادق علیه السلام درباره دعای عهد می فرمایند: هر کس با این عهد چهل روز به درگاه خداوند دعا کند از یاران قائم ما خواهد شد و اگر قبل از ظهور حضرت مهدی بمیرد خداوند در وقت ظهور، او را از قبرش بیرون می آورد تا در خدمت آن حضرت باشد و به ازای هر کلمه هزار حسنه به او عطا کند و هزار گناه را از او محو گرداند. این دعا مستحب است هر روز صبح پس از نماز صبح خوانده شود. دعای عهد، دعای تجدید بیعت با حضرت صاحب الزمان می باشد و بر خواندن آن در روز جمعه تاکید شده است. یک دعای عهد دیگری هم داریم که این گونه شروع شده: اللهم یا اله الالهه. یا واحد یا احد یا آخر الآخرین و یا قاهر القاهرین ...که امام باقر علیه السلام درباره آن فرموده اند: هر کس در همه عمرش یک بار این دعا را بخواند جزء بندگان نوشته خواهد شد. زمانی که حضرت مهدی ظهور کنند او را به اسم خودش و پدرش صدا زنند و نامه ای را به او دهند و گویند: این نامه عهدی است که در دنیا با ما بسته ای.

متن دعای عهد دیگر (با طهارت، این دعا را بخوانید

أَللَّهُمَّ یا إِلهَ الْآلِهَةِ ، یا واحِدُ ، یا أَحَدُ ، یا آخِرَ الْآخِرینَ ، یا قاهِرَ الْقاهِرینَ ، یا عَلِیُّ یا عَظیمُ ، أَنْتَ الْعَلِیُّ الْأَعْلى ، عَلَوْتَ فَوْقَ کُلِّ عُلُوٍّ ، هذا یا سَیِّدی عَهْدی وَأَنْتَ مُنْجِزُ وَعْدی ، فَصِلْ یا مَوْلایَ عَهْدی ، وَأَنْجِزْ وَعْدی ، آمَنْتُ بِکَ .

وَأَسْأَلُکَ بِحِجابِکَ الْعَرَبِیِّ ، وَبِحِجابِکَ الْعَجَمِیِّ ، وَبِحِجابِکَ الْعِبْرانِیِّ ، وَبِحِجابِکَ السِّرْیانِیِّ ، وَبِحِجابِکَ الرُّومِیِّ ، وَبِحِجابِکَ الْهِنْدِیِّ ، وَأَثْبِتْ مَعْرِفَتَکَ بِالْعِنایَةِ الْاُولى ، فَإِنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ لاتُرى ، وأَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلى .

وَأَتَقَرَّبُ إِلَیْکَ بِرَسُولِکَ الْمُنْذِرِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ ، وَبِعَلِیٍّ أَمیرِالْمُؤْمِنینَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ الْهادی ، وَبِالْحَسَنِ السَّیِّدِ وَبِالْحُسَیْنِ الشَّهیدِ سِبْطَیْ نَبِیِّکَ ، وَبِفاطِمَةَ الْبَتُولِ ، وَبِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ زَیْنِ الْعابِدینَ ذِى الثَّفَناتِ ، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْباقِرِ عَنْ عِلْمِکَ ، وَبِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ ، اَلَّذی صَدَّقَ بِمیثاقِکَ وَبِمیعادِکَ ، وَبِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْحَصُورِ الْقائِمِ بِعَهْدِکَ ، وَبِعَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الرَّاضی بِحُکْمِکَ ، وَبِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْحِبْرِ الْفاضِلِ ، اَلْمُرْتَضى فِی الْمُؤْمِنینَ ، وَبِعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَمینِ الْمُؤْتَمَنِ، هادِی الْمُسْتَرْشِدینَ ، وَبِالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الطَّاهِرِ الزَّکِیِّ ، خَزانَةِ الْوَصِیّینَ . وَأَتَقَرَّبُ إِلَیْکَ بِالْإِمامِ الْقائِمِ الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ الْمَهْدِیِّ ، إِمامِنا وَابْنِ إِمامِنا صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعینِ .

یا مَنْ جَلَّ فَعَظُمَ و [هُوَ] أَهْلُ ذلِکَ فَعَفى وَرَحِمَ ، یا مَنْ قَدَرَ فَلَطُفَ ، أَشْکُو إِلَیْکَ ضَعْفی ، وَما قَصُرَ عَنْهُ عَمَلی مِنْ تَوْحیدِکَ ، وَکُنْهِ مَعْرِفَتِکَ ، وَأَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِالتَّسْمِیَةِ الْبَیْضاءِ ، وَبِالْوَحْدانِیَّةِ الْکُبْرى ، اَلَّتی قَصُرَ عَنْها مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّى .

وَآمَنْتُ بِحِجابِکَ الْأَعْظَمِ ، وَبِکَلِماتِکَ التَّامَّةِ الْعُلْیا ، اَلَّتی خَلَقْتَ مِنْها دارَ الْبَلاءِ ، وَأَحْلَلْتَ مَنْ أَحْبَبْتَ جَنَّةَ الْمَأْوى ، وَآمَنْتُ بِالسَّابِقینَ وَالصِّدّیقینَ ، أَصْحابِ الْیَمینِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ ، [وَ] الَّذینَ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَآخَرَ سَیِّئاً أَلّا تُوَلِّیَنی غَیْرَهُمْ ، وَلاتُفَرِّقَ بَیْنی وَبَیْنَهُمْ غَداً إِذا قَدَّمْتَ الرِّضا بِفَصْلِ الْقَضاءِ . آمَنْتُ بِسِرِّهِمْ وَعَلانِیَتِهِمْ وَخَواتیمِ أَعْمالِهِمْ، فَإِنَّکَ تَخْتِمُ عَلَیْها إِذا شِئْتَ، یا مَنْ أَتْحَفَنی بِالْإِقْرارِ بِالْوَحْدانِیَّةِ، وَحَبانی بِمَعْرِفَةِ الرُّبُوبِیَّةِ ، وَخَلَّصَنی مِنَ الشَّکِّ وَالْعَمى ، رَضیتُ بِکَ رَبّاً ، وَبِالْأَصْفِیاءِ حُجَجاً ، وَبِالْمَحْجُوبینَ أَنْبِیاءَ ، وَبِالرُّسُلِ أَدِلّاءَ ، وَبِالْمُتَّقینَ اُمَراءَ ، وَسامِعاً لَکَ مُطیعاً.

ترجمه:

خدایا؛ اى معبود معبودان؛ اى خداى یگانه؛ و اى خداى یکتا؛ اى از همۀ پیشینیان پیشین‏تر؛ اى چیره‏ شونده و غالب بر همۀ قدرتمندان؛ اى برتر و اى بزرگ؛ تو خداى برتر و بلندمرتبه هستى، و برترى یافتى بر هر برترى؛ این است عهد من، اى سرور من؛ و تو وفا کنندۀ وعدۀ من هستى؛ پس مولاى من این عهد مرا به مقصد برسان، و به وعده‏ ام وفا فرما که من به تو ایمان دارم و از تو مسألت مى‏ کنم به حجاب عربیت، و به حجاب عجمیت، و به حجاب عبرانیت، و به حجاب سریانیت، و به حجاب رومیت، و به حجاب هندیت؛ و با عنایات اوّلیّه‏ ات، معرفتت را در وجود من ثابت گردان؛ زیرا تو خدایى هستى که دیده نمى‏ شوى، و تو در چشم‏ انداز برترى هستى. به تو تقرّب مى‏ جویم به وسیلۀ رسول و فرستادۀ بیم‏ دهندۀ تو - که درود خدا بر او و آل او باد - ؛ و به حضرت على امیر مؤمنان - درود خدا بر او باد - که هدایت‏ کننده بود؛ و به حسن ، آقا و سرور؛ و به حسین، شهید؛ دو سبط پیامبرت و به فاطمۀ بتول؛ و به علىّ بن الحسین، زینت عبادت پیشه‏ گان، و صاحب پینه‏ ها(یى که بر اثر عبادت بر بدنش عارض شده بود)؛ و به محمّد بن على، شکافندۀ علم تو؛ و به جعفر بن محمّد صادق، که میثاق و میعاد تو را تصدیق نمود؛ و به موسى بن جعفر، که پارسا بود و به پیمان تو قیام کرد؛ و به علىّ بن موسى، حضرت رضا که راضى به حکم تو بود؛ و به محمّد بن على، دانشمند بافضیلت و مورد پسند در میان مؤمنان؛ و به علىّ بن محمّد، امین و امانت‏دار، هدایت کنندۀ هدایت جویان؛ و به حسن بن على، پاک و پاکیزه، گنجینۀ رازهاى اوصیا. و به تو تقرّب مى‏ جویم (اى خدا؛) به وسیلۀ امام قیام‏ کنندۀ عدل‏ گستر؛ همان هدایت‏ شده‏ اى که مورد انتظار است؛ که او امام ما و فرزند امام ماست؛ درودهاى خدا بر همۀ آنان باد. اى آن که باشکوه و بزرگ است، پس شایستۀ این جلالت و عظمت است؛ در عین حال به بندگانش ترحّم مى‏ کند و آنان را عفو مى‏ نماید؛ اى آن که تقدیر مى‏ نماید و تقدیرش دقیق است؛ از ضعف خود، و از کوتاهى عملم نسبت به توحید و کُنه شناخت تو به تو شکایت مى‏ برم؛ و به تو رو مى‏ کنم به وسیلۀ نامیدن سپید، و به یگانگى بزرگ؛ که کسى که بدان پشت کند نمى‏ تواند بدان دست یازد. ایمان آوردم به بزرگترین حجابت، و به کلمات کامل عالى‏ رتبه‏ ات؛ که از آن‏ها این دار دنیا و بلا را خلق نمودى، و آن که را دوست داشتى به منزل بهشتى وارد گردانیدى. ایمان آوردم به سبقت‏ جویان و راست‏گویان؛ آنان که از میان مؤمنان، اصحاب یمین و سعادت ‏یافتگان‏ اند؛ و نیز به آن‏ها که عمل شایسته و صالح را با عمل ناشایسته مخلوط کرده‏ اند، این که سرپرست مرا غیر آن‏ها قرار مده، و بین من و آن‏ها جدایى میفکن؛ در فردایى که رضا و خشنودى را مقدّم دارى با تمام شدن حکم و داورى. من به نهان و آشکار و پایان اعمال‏شان، ایمان آوردم. پس همانا تو کار آن‏ها را ختم خواهى کرد هر گاه که خواستى؛ اى آن که بر من منّت نهادى و به یکتایى خویش، مقرّ و معترفم نمودى؛ و با شناخت مقام ربوبى خودت بر من لطف کردى؛ و مرا از شکّ و کوردلى رهانیدى؛ راضى گشتم به این که تو پروردگارم باشى؛ و برگزیدگانت، حجّت‏هاى من باشند؛ و افراد محجوب، پیامبران من باشند؛ و رسولان تو راهنمایان من گردند؛ و پرهیزگاران نیز فرمانروایان من باشند؛ که آگاهانه، حرف شنو و مطیع تو هستم.

منبع(پایگاه آفتاب )

سوالی برای تفکر

بیاندیشم انتظار امام زمان (عج ) از من چیست؟

شعری از فیض کاشانی (شوق مهدوی)، مساله غیبت، سوالی برای تفکر

اللهم عجل لولیک الفرج

همای اوج سعادت به دام ما افتد امام را گذر ار بر مقام ما افتد

حباب‏وار براندازم از نشاط کلاه میئی ز معرفتش گر به جام ما افتد

ز سلسبیل معارف که نوشد او یا رب که قطره‏ای ز زلالش به کام ما افتد

به بارگاه رفیعش که مهر و مه نرسد کی اتفاق مجال سلام ما افتد

کند ز مغرب غیب آفتاب او چو طلوع بود که پرتو نورش به بام ما افتد

خوش آن دمی که خبر آید از قدوم امام نسیم گلشن جان در مشام ما افتد

چو آفتاب شود نوربخش ذره ما به ما اگر نظری از امام ما افتد

به ناامیدی از این در مرو بزن فالی بود که قرعه دولت به نام ما افتد

چه عیش‏ها که کنیم و چه شکرها ای فیض دمی که او گذرش بر مقام ما افتد

مساله غیبت

"اگر امروز غیبت هست، غیبت از این طرف است. غیبت، همان غفلت و فقدانِ ماست، ما باید از این حجابِ غیبت و فقدانِ ادراکی‌مان بیرون رویم، و با حرکت به سمت امام زمان (علیه السلام) به ظهور برسیم؛ چه در ظهور شخصی و فرج انفسی، و چه در ظهور عمومی و فرج آفاقی."

(منبع: سلسله مباحث مهدویت استاد محدرضا عابدینی جلسه 105)

سوالی برای تفکر

"بیاندیشم از این لحظه چه کاری می توانم برای خدمت به امام زمان (عج) انجام دهم؟"

لزوم شناخت امام

انسان باید به کلام امام صادق علیه السلام برسد که فرمودند: "اعرف امامک: امامت را بشناس". امام محدود به منطقه نیست، امام محدود به یک شهر نیست و امام محدود به شهود و ظهور در برابر مردم نیست. امام عبارت است از تجلی ولایت پروردگار در عالم موجودات که آن تجلی، تجلی جوهری و تجردی است. آن تجلی که دیگر شهود و غیبت ندارد. مگر خدا شهود و غیبت دارد؟ آیا تا به حال ما راجع به خدا گفته ایم که خدا غائب است و یک زمانی ظهور پیدا می کند؟ آیا تا به حال گفته ایم که ای کاش خدا در میان ما بود؟ آن طور که ذهن را از نقطه نظر استیلاء بر تمام عالم وجود، متوجه پروردگار می کنیم، به همین نحو بدون یک سر سوزن کم و زیاد باید متوجه این حقیقت ولایت در وجود حضرت بقیه الله بشویم که بر تمام عالم وجود مانند ولایت و شهود پروردگار احاطه دارد.

منبع: سایت مکتب وحی ایت الله سید محمد محسن تهرانی