🌃 ای بهار زمین یا صاحب زمان!


🍁 برگ‌های پاییزی، دل به چیزی نبسته‌اند و وقتی می‌بینند عابرها از صدای خش خشِ برگ‌های خشک خوش‌شان می‌آید، خودشان را می‌اندازند زیر پای عابرها.

🍁 کاش من هم برگی بودم روی درختی که تو از زیر آن عبور می‌کنی. همین که نزدیکم می‌شدی، خودم را از شاخه جدا می‌کردم. هر چقدر هم که شاخه التماسم می‌کرد بمان، گوش نمی‌دادم.

🍁 به نسیم هم می‌گفتم طوری مرا در آغوش بگیرد و روی زمین بگذارد که درست زیر پای تو پایین بیایم. پایت را که می‌گذاشتی رویم، تکه تکه که می‌شدم، بی‌شک احساس بهاری‌ترین برگ دنیا در دلم جوانه می‌زد.

🍁 پایت را که برمی‌داشتی،‌ به باد می‌گفتم که تکه‌هایم را بلند کند و بریزد روی تنت و به تو التماس می‌کردم که تکه‌هایم را از روی خودت نتکانی.

🍁 خوش به حال برگ‌های پاییزی که زیر قدم‌های تو جا می‌گیرند و تکه‌هایشان روی لباس‌های تو می‌نشیند.

🍁ای بهار زمین یا صاحب زمان!

#بهانه_بودن
#محسن_عباسی_ولدی

@abbasivaladi