🌷 به مناسبت هفته دفاع مقدس
✍️ *خواستم مثل کبوتر بپرم یادت هست؟...*

▫️رفته بودیم شبی سمت حرم، یادت هست؟
خواستم مثل کبوتر بپرم یادت هست؟

▫️توی این عکس به‌جامانده عصا دستم نیست
پیش از آن حادثه پای دگرم یادت هست؟

▫️رنگ و رو رفته‌ترین تاقچۀ خانۀ‌مان
مهر و تسبیح و کتاب پدرم یادت هست؟

▫️خانۀ کوچکمان گاهکلی بود، جنون...
در همان خانه شبی زد به سرم، یادت هست؟

▫️قصد کردم که بگیرم نفس دشمن را
و جگرگاه ستم را بدرم، یادت هست؟

▫️خواهر کوچک من تند قدم برمی‌داشت
گریه می‌کرد که او را ببرم، یادت هست؟

▫️گریه می‌کرد، در آن لحظه عروسک می‌خواست
قول دادم که برایش بخرم، یادت هست؟

▫️راستی شاعر همسنگرمان! اسمش بود...
اسم او رفته چه حیف از نظرم، یادت هست؟

▫️ شعرهایش همه از جنس کبوتر... باران...
دیرگاهی‌ست از او بی‌خبرم، یادت هست؟

▫️ آن شب شوم، شب مرده، شب دردانگیز
آن شب شوم که خون شد جگرم یادت هست؟

▫️ توی اروند در آن نیمۀ شب با قایق
چارده‌ساله «علی» همسفرم یادت هست؟

▫️ ناله‌ای کرد و به یک باره به اروند افتاد
بعد از آن حادثه خم شد کمرم، یادت هست

▫️ سرخ شد چهرۀ اروند و تلاطم می‌کرد
جستجوهای غم‌انگیزترم یادت هست؟

▫️ مادرش تا کمر کوچه به دنبالم بود
بسته‌ای داد برایش ببرم یادت هست؟

▫️ بعد یک ماه همان کوچه... همان مادر بود...
ضجه‌های پسرم... هی پسرم... یادت هست؟

▫️ چارده سال از آن حادثه‌ها می‌گذرد
چارده سال چه آمد به سرم یادت هست؟

▫️ توی این صفحه به این عکس کمی دقت کن
توی صف از همه دنبال‌ترم، یادت هست؟

▫️ لحظه‌ای بود که از دسته جدا افتادم
لحظۀ بعد که بی‌بال و پرم یادت هست؟

▫️ اتفاقی که مرا خانه‌نشین کرد افتاد
و نشد مثل کبوتر بپرم، یادت هست؟

👈 آقای خدابخش صفادل؛ ۱۳۸۷/۰۶/۲۵

🖼️ #اتحاد_مقدس_دفاع_مقدس