فراموش نکردن مُنعِم

در دعای بیست و یکم صحیفه سجادیه آمده است:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تَجْعَلْنِي نَاسِياً لِذِكْرِكَ فِيمَا أَوْلَيْتَنِي»

«خدایا، بر محمّد و آلش درود فرست و مرا نسبت به یاد خود در آنچه به من عطا کردی، فراموش‌کار مکن.»

آسیب این است که در هنگام دریافت نعمت از خدای سبحان، چنان توجه ما به عطا باشد و به نعمت مشغول شویم که مُعطی(دهندۀ عطا) را فراموش کنیم.

«وَ لَا تَجْعَلْنِي ناسیا لذکرک»؛ یعنی فراموش نکنم تو به ‌یاد من هستی. از خدای سبحان درخواست می‌کنیم: در همۀ داده‌ها ما را ذاکر خودش قرار دهد، قبل از این که ذاکر نعمت باشیم و پیش از آن که گوارایی نعمت را احساس کنیم، از این لذت ببریم که او نعمت را عطا کرده است. در واقع مسرور و شادمان باشیم از این که خدای سبحان ما را فراموش نکرده است نه این که تنها، از دریافت نعمت خوشحال باشیم.

مثال1

یک بسته تراول از طرف فرد مهمی به دست شما می‌رسد. دو خوشحالی دارد: شادمانی از دریافتِ تراول‌ها و دیگر این که فلانی با وجود همۀ جیره‌خورهایش به یاد من بوده است.

اصل خطر آن‌جایی است که فراموش کنیم، او به یاد من است. اگر در همۀ نعمت‌ها به خاطر داشته باشم که خدای سبحان به یاد من بوده که این نعمت را نصیبم کرده است، نعمت برای ما محفوظ می‌ماند و از هر آسیبی در امان است؛ چون نعمت دهنده، خود حافظِ نعمت می‌شود. مُنعم زمانی نعمت را سلب می‌کند که مشغول نعمت شویم و لطفش را فراموش کنیم.

مثال2

مردی برای همسرش گردنبندی گران‌قیمت می‌خرد. خانم مشغول به گردنبند است و از دریافت آن شادمان، بدون این که از همسرش تشکر کند و به او توجه داشته باشد.

روا نیست اشتغال به نعمت ما را از توجه به مُنعِم باز دارد. خدای سبحان به ما نعمت می‌دهد تا از طریق آن به او توجه کنیم.

«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»