اللهم عجل لولیک الفرج
صله علوی
یكی از علما كه طبع شعری هم داشت چنین نقل میكند:
در كنار ضریح حضرت نشسته بودم كه دیدم مردی عامی وارد شد، خود را به كنار مرقد حضرت رساند و گفت:
شمع سازم از برایت یا امیرالمؤمنین
قد این گلدسته هایت یا امیر المؤمنین
همان لحظه لوستری از سقف بر دامن شاعر افتاد و گفت این از طرف حضرت بود برای من و لوستر را به تولیت داد تا دوباره آن را در جای خود نصب كنند. بعد از نصب بار دیگر لوستر در دامن همان فرد افتاد، از جانب تولیت حرم به آن مرد گفتند این هدیهای است از جانب حضرت برای تو. ما به میزان ارزش آن به شما مبلغی را نقدا اهدا میكنیم. من كه این صحنه را دیدم با خود اندیشیدم، وقتی حضرت برای یك بیت با این ضعف در ساختار چنین صلهای میدهند با قصیده های من چه میكنند؟!
فردای ان روز قصیده ای را نوشتم و یك لوستر قیمتی را انتخاب كردم و در زیر آ ن شروع به خواندن كردم و هرچه انتظار كشیدم توفیقی حاصل نشد. سه شب متوالی چنین كردم ولی از صله خبری نبود، با دلی آزرده به حضرت رو كردم و گفتم : داماد پیامبری و فاتح خیبر و… ولی قربانتان شوم طبع شعری خوبی ندارید كه مرا دست خالی گذاشتید.
شب هنگام در عالم خواب حضرت را ملاقات كردم كه فرمودند آن شاعر خالصانه برای من سروده بود ولی تو به جهت دریافت صله سروده بودی، ولی ما عادت به دست خالی رد كردن كسی نداریم. درعالم خواب به من آدرس یك فرد هندی ثروتمند را دادند و فرمودند به خانه او برو و به ایشان بگو : به آسمان رود و كار آفتاب كند
طبق آنچه در خواب دیده بودم عمل كردم ، صاحب خانه به محض شنیدن مصرع من ، مرا بسیار حرمت گذاشت و پاداش فراوان داد و دخترش را نیز به عقد من در آورد. چرا كه او یك مصرع سروده بود و از ادامه مصرع بعدی عاجز بود و نذر كرده بود به آن كس كه بهترین مصرع را به او متذكر شود علاوه بر مال فراوان دخترش را نیز هدیه كند. بدین صورت بیت آن شاعر با مصرعی ازجانب حضرت كامل شده بود.
به ذره گر نظر لطف بوتراب كند
به آسمان رود و كار آفتاب كند
مولای من!
از كودكی شنیدهام «از علی آموز اخلاص عمل»، و اینك از تو طلب اخلاص میكنم ، خلاصی از خودم و حتی از نیكیهایم تا آنچه كردم در نظرم بزرگ نیاید، میدانم كه لیاقت این درخواست را ندارم، ولی این را هم میدانم كه در این منزل جلوهگری ولایت اهمیت دارد نه لیاقت بنده.
«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»